ا ار
لغت نامه دهخدا
( آآر ) آآر. ( اِخ ) رودخانه ای است در سویس که از گردنه «گِرمَسل » سرچشمه گیرد و «برن » و «سُلور» را آبیاری کند و با «روس » و «لیما» و «تی یِل » یکی شده به رود رَن ریزد. طول آن 280 هزار گز.
فرهنگ فارسی
( آ آر ) رودخانه ای است در سویس که از گردنه گرمسل سرچشمه می گیرد
جمله سازی با ا ار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ازجمله تأثیرات زبان پهلوی اشکانی بر همه زبانهای ایرانی صامت ژ است مخصوصاً شمال غرب ایران البته این تأثیر در گویش سورانی محور مهاباد تا اربیل عراق بیشتر است.
💡 انلنی جرعة منها ارحنی ساعة عنی که ماند از ظلمت هستی درون پرده مشکلها
💡 رضا نظر دل بود به اختیار قدیم خدای مر بنده را؛ یعنی هرچه به وی رسد داند که این را ارادتی قدیم و حکمی سابق است بر من، مضطرب نگردد و خرم باشد.
💡 با این حال، این ارتباط مستقیمی با ارتش سفید در طول جنگ داخلی نداشت.
💡 گر سلیمان هدهدی را ار جست این طرفه نیست که آب دار و پرده دارش بود در راه سبا