ا ارو

لغت نامه دهخدا

( آآرو ) آآرو. [ رَ ] ( اِخ ) شهری است در سویس کرسی ولایت آرگوی، در ساحل «آر»، دارای 12000 تن سکنه.

فرهنگ فارسی

( آ آرو ) شهریست در سویس کرسی ولایت آرگوی

جمله سازی با ا ارو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 من دیوانه را ارواح مجنون چون به یاد آید غبارآلود از دامان صحرا گردباد آید

💡 مصفّی کن دل و جان همچو وی نیز نظر که جمله را ارواح و حَی نیز

💡 قسمت ۱۵ از فصل ۶، جان ادوارد که در تلویزیون آمریکا برنامه‌ای دربارهٔ ارتباط با ارواح دارد را به‌طور مستقیم بزرگترین مدفوع هستی می‌خواند.

💡 جهان پناها ارواح انوری و ظهیر به مدح‌خوانی من گر کنند استظهار

💡 به رسم نبرد، فتنه برپا کنند مر این سو زمین را اروپا کنند

💡 درگه قدر ترا ارواح علوی پاسبان خرمن فضل ترا مرغان قدسی خوشه چین

ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز