لغت نامه دهخدا
چشم رسیده. [ چ َ / چ ِرَ / رِ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) کسی که چشم زخم به او رسیده باشد. ( ناظم الاطباء ). چشم زخم خورده. چشم زخم دیده. چشم بدرسیده. رجوع به چشم رسیدگی و چشم رسیدن شود.
چشم رسیده. [ چ َ / چ ِرَ / رِ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) کسی که چشم زخم به او رسیده باشد. ( ناظم الاطباء ). چشم زخم خورده. چشم زخم دیده. چشم بدرسیده. رجوع به چشم رسیدگی و چشم رسیدن شود.
( ~. رَ دِ ) (ص مف. ) کسی که چشم زخم به او رسیده.
کسی که آسیب چشم بد به او رسیده، چشم زخم خورده، چشم زخم دیده.
( صفت ) کسی که چشم زخم باو رسیده باشد.
کسی که چشم زخم به او رسیده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آفاق ز پرواز غبارم مژه پوشید زین سرمه به هر چشم رسیدهست سلامی
💡 خورشید که نیلگون حروف است هم چشم رسیدهٔ کسوف است
💡 آزرده شد از چشم من امشب کف پایت دردا! که کف پای ترا چشم رسیده!