ماکزیموم

مترادف‌ها

حداکثر، بیشینه

متضادها

مینیمم، کمینه

لغت نامه دهخدا

ماکزیموم. [ م ُ ] ( فرانسوی، اِ ) بالاترین حد ممکن. حداکثر. بیشینه. مقابل مینیموم و حداقل و کمینه. ( فرهنگ فارسی معین ). || ( اصطلاح ریاضی ) هرگاه در یک فاصله معینی تابع بطور پیوسته صعود و سپس نزول کند، بزرگتر مقداری را که در این تغییرات می یابد ماکزیموم آن تابع گویند. تابع ممکن است چند ماکزیموم داشته باشد و بزرگترین مقدار آن را در این تغییرات ماکزیموم مطلق گویند. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ معین

(مُ ) [ فر. ] (اِ. ) = ماکزیمم: حداکثر، بیشترین حد، بزرگترین مقدار در مجموعه ای از مقادیر، بیشینه (فره ).

ویکی واژه

ماکزیمم: حداکثر، بیشترین حد، بزرگترین مقدار در مجموعه‌ای از مقادیر، بیشینه (فره)

جمله سازی با ماکزیموم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 که +۱ مقدار ماکزیموم و -۱ مقدار مینیمم می‌باشد.

💡 برای رسیدن به بهترین نتیجه در این پروژه، ما باید از ماکزیموم توانایی‌های فنی و دانش تخصصی تمام اعضای تیم برای حل مسائل پیچیده استفاده کنیم.

💡 در تنظیمات این دستگاه پیشرفته، کاربر می‌تواند میزان ماکزیموم خروجی انرژی را کنترل کند تا از آسیب رسیدن به قطعات حساس سیستم جلوگیری به عمل آید.

💡 هدف نهایی تیم ما این است که به ماکزیموم سطح رضایت مشتریان دست یابیم و کیفیت خدمات خود را در بالاترین حد ممکن حفظ کنیم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران