تاک، که به نام مو یا رَز نیز شناخته میشود، درخت انگور است و به خانواده vitaceae تعلق دارد. نام علمی آن vitis vinifera است. این گیاه به صورت بوتهای و رونده رشد میکند و در برخی از برگهای آن پیچکهایی وجود دارد. ایران یکی از کشورهای تولیدکننده انگور به شمار میرود. در اکثر فرهنگهای لغت، این واژه به طور خاص برای اشاره به درخت انگور و شاخهای که انگور بر آن میروید، به کار رفته است و گاهی به طور غیررسمی برای اشاره به هر نوع درخت میوه نیز استفاده میشود. نام این درخت در زبان لاتین vitis vinifera، در عربی عِنَب، در آشوری-بابلی اِنْبو، در عبری عنَب و در آرامی عنْبْتا ذکر شده است. در زبان عربی، این گیاه به صورت کَرْم و گاهی کرم الشراب نیز نامیده میشود که با صفات دشتی، کوهی و بستانی مشخص میگردد. به گفته بیرونی، عربها یکی از انواع آن را کرم البَرّی مینامند که همان تاک دشتی است و مویز معمولاً از این نوع به دست میآید. در متون قدیمی، این گیاه با نامهای سپید و سیاه تاک و دیگر نامها یاد شده است. گیاهان خانواده مو معمولاً درختچههای بالاروندهای هستند که با داشتن پیچک، از درختان مجاور یا دیگر تکیهگاهها بالا میروند. همچنین، انواع علفی با ساقههای راست و حتی به صورت درخت نیز در میان این گیاهان وجود دارد. یکی از قدیمیترین گیاهان کشت شده در جهان به شمار میرود و خاستگاه آن همواره در مناطق شرقی جستجو شده است. متون دینی شرق روایتهای مختلفی درباره چگونگی پیدایش و منشاء آن ارائه دادهاند؛ بهطوریکه در عهد عتیق، برای نخستین بار از حضرت نوح به عنوان کسی که به کاشت آن و ایجاد تاکستان پرداخته، یاد شده است. همچنین در روایتهای دینی ایرانی آمده است که در آغاز آفرینش و پس از مرگ نخستین موجود زنده، که به گاو یکتا آفریده معروف است، در ایرانویج و در کنار رود اساطیری دائیتی، از بدن او گیاهان مختلفی به وجود آمد که این نیز یکی از آنها بود.
تاک
لغت نامه دهخدا
تاک. ( اِ ) درخت انگور. ( لغت فرس اسدی چ عباس اقبال ص 250 ) ( شرفنامه منیری ) ( برهان ) ( فرهنگ رشیدی ) ( غیاث اللغات ) ( فرهنگ اوبهی ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ) ( فرهنگ نظام ). در تکلم موو نام دیگرش رز است. ( فرهنگ نظام ). درخت رز و نهال رز. ( ناظم الاطباء ). کرم. نامیة. ( السامی فی الاسامی چ تهران ص 104 ). گاهی «تاک » را به «رز» اضافه کنند بهمین معنی: فرخو؛ پیراستن تاک رز بود. ( حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی )
فرهنگ معین
[ په. ] (اِ. ) درخت انگور.
فرهنگ فارسی
درخت انگور
( اسم ) درخت انگور مو: (( تاک رز بینی شده دینار گون پرنیان سبز او زنگار گون. ) ) ( رودکی )
احمق ابله ٠
جمله سازی با تاک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر رغم فرع گاهی بر اصل هم نگاهی تاکی بزرگ بودن ای شیرخوار طفلی
💡 محبت تاکجا سازد دچار الفت خویشم به رنگ رشتهٔ تسبیح چندین رهگذر دارم
💡 در حفظ آن کسی که ز می بی خبر شود هر برگ تاک، دست دعای دگر شود