واژهٔ «بَعْدِهَا» به معنای «بعد او» و معمولاً برای مؤنث به کار میرود. در کاربردهای قرآنی و ادبی، این واژه نشاندهندهٔ پیروی یا توالی زمانی یا معنایی پس از شخص مؤنث است و میتواند در جمله مفهوم «پس از او» یا «دنبال او» را منتقل کند. اصطلاح «وَارِدَهُمْ» به معنای «آبآور آنها» یا «مامور تأمین آبشان» است. ریشهٔ این کلمه از «ورود» است که در اصل به معنای «آب طلب کردن» بوده و بعدها در معنای عامتر نیز به کار رفته است. در کاربرد اولیه، ورود به معنای اقدام برای کشیدن آب از چاه یا رودخانه بود و به تدریج به معنای کسی که این عمل را انجام میدهد، یعنی «آبآور» یا «مامور آوردن آب»، توسعه یافته است.
کلمهٔ «أَدْلَیٰ» به معنای «دلو را از چاه بیرون کشید» است. راغب در کتاب «مفردات» توضیح میدهد که ورود در اصل لغت به معنای آب طلب کردن بوده و بعدها معانی دیگری نیز یافته است. همچنین در معنای دلو گفته شده است: «دلوت الدلو» (از ریشهٔ ثلاثی مجرد) یعنی «دلو را به چاه سرازیر کردم» و «ادلیت الدلو» به معنای «دلو را از چاه بیرون کشیدم» است. واژهٔ «أَرْحَامَکُمْ» نیز به معنای «رحمهایتان» یا «رابطهٔ خویشاوندی شما» است. در اصل، «رحم» به محل رشد و نمو جنین در شکم مادر گفته میشد و بعدها به معنای خویشاوندی و قرابت نیز به کار رفت، زیرا همهٔ خویشاوندان مشترکاً از یک رحم زاده شدهاند و بنابراین «ارحام» به معنای نزدیکان و خویشان نزدیک است.