فرهنگ فارسی
( صفت )منسوب به تنفس مربوط به تنفس: جهاز تنفس.
( صفت )منسوب به تنفس مربوط به تنفس: جهاز تنفس.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 علاوه بر موارد فوق استفاده آسان، کمترین میزان سرکوب تنفسی، عدم آزادسازی هیستامین و محافظت قلبی و مغزی از ایسکمی از ویژگیهای این دارو میباشد.
💡 تحقیقات اولیه دانشمندان استرالیایی در «مؤسسهٔ اکتشافات زیستپزشکی موناش» و «مؤسسهٔ دوهرتی» نشان دادهاست که این دارو میتواند کشت سلول کروناویروس سندرم حاد تنفسی ۲ را طی ۴۸ساعت در محیطهای آزمایشگاهی (و نه بدن انسان) از بین ببرد. مقامات بهداشتی نسبت به مصرف خودسرانه و اشتباه این دارو هشدار دادهاند، که گاهی میتواند مرگبار باشد.
💡 وی در بهار ۱۸۶۰ از دو بیماری خطرناکِ تنفسی، پلورزی و سل جان سالم بهدر برد. او از عفونتهای تنفسی بیشماری رنج برد و در نهایت دچار نارسایی ترکیبی ریه و قلب شد. گریگ در نروژ و خارج از کشور بارها بستری شد و حتی چند تن از پزشکاناش به عنوان دوستان شخصی وی درآمدند.
💡 این بیماری اغلب توسط ویروس ایجاد میشود، اما عوامل دیگری مانند عفونت ناشی از باکتری، آسیب به سر، استرس شدید و حساسیت (آلرژی) در برابر بعضی از داروها میتواند ایجادکنندهٔ آن باشد. پیچالِ تَبسیِ ویروسی و باکتریایی حتی میتواند موجب از دست دادن همیشگی شنوایی گردد. این بیماری اغلب به دنبال عفونت در مجرای تنفسی بهوجود میآید.
💡 وی که در سالهای آخر عمر از مشکلات تنفسی و قلبی رنج میبرد، سرانجام در ۲۳ دی ۱۳۸۶ در سن ۸۴ سالگی در بیمارستان بازرگانان تهران درگذشت.