ثیب. [ ث َی ْ ی ِ ] ( ع ص، اِ ) کالم. زن شوی دیده که اکنون بی شوی است به طلاق یا مرگ شوی. بیوه. عوان. مقابل. دوشیزه. ج، ثیبات. || مردزن گرفته که اکنون بی زن است. مقابل پسر. عزب. || خلاف بکر. و در مرد و زن هر دو مستعمل است.
ثیب. [ ث َ ] ( اِخ ) کوهی است به شرقی مدینةالرسول.
(ثَ یِّ ) [ ع. ] (ص. ) ۱ - زن بیوه. ۲ - مردِ زن دیده، که اکنون بی زن است. مق پسر، عزب.
زن بی شوهر و بیوه.
بیوه، زن شوهرمرده یاطلاق گرفته، مردازدواج کرده، زن مرد دیده، مرد زن دیده
( صفت ) ۱- زن شوی دیده که اکنون بی شوی است بطلاق یا مرگ شوی بیوه مقابل دوشیزه عذرائ باکره. جمع: ثیبات. ۲- زنی که بکارت وی بسبب مواقعه ( قانونی یاغیرقانونی ) زایل شود. ۳- مرد زن گرفته که اکنون بی زن است مقابل پسر عزب.
کوهی است به شرقی مدینه الرسول
[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۱(بار)
ثیّبه: زن شوهر دیده. زنان شوهر دیده و دوشیزهها. راغب آن را از ثوب به معنی رجوع گرفته گوید: ثیّب آن است که از زوج برگشته است در مجمع البیان هست: ثیّب زنی است که بعد از ازاله بکارت از شوهر برگشته از ثاب یثوب به معنی رجع.
زن بیوه.
مردِ زن دیده، که اکنون بی زن
مق پسر، عزب.
💡 دانیلز از نامهای مستعار دیگری نیز استفادهکرده، بهویژه ادوارد ثیبرتون[چ] و ثِرزدی سیگوا.[ح] وی با نام ادوارد ثیبرتون برای اسپکتیتور، مقالاتی را از کشورهای آفریقایی از جمله موزامبیک نوشت. او هنگام نوشتن جمهوری فلسفه[خ] که هجونامهای است دربارهٔ تانزانیا در دورهٔ ژولیوس نایرره، از نام «ثرزدی سیگوا» استفاده کرد. ممکناست وی از نامهای مستعار دیگری نیز استفاده کردهباشد.
💡 به دوری تو ز نزدیک من نگردد دور خیال قد و سرین تو چون قضیب و کثیب
💡 نَفَقَةً صَغِیرَةً وَ لا کَبِیرَةً یعنی تمرة فما فوقها وَ لا یَقْطَعُونَ وادِیاً الی العدوّ مقبلین او مدبرین. إِلَّا کُتِبَ لَهُمْ اثیب لهم.
💡 إِنَّا کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ ای نثیب الّذین احسنوا فی تصدیقهم رسولی.
💡 قال عبد الرحمن بن سابط بین الرکن و المقام و زمزم قبر تسعة و تسعین نبیا، و ان قبر هود و شعیب و صالح و اسماعیل فی تلک البقعة. و روی عن علی: و ان قبر هود بحضر موت فی کثیب احمر.