لغت نامه دهخدا
تورس. [ ت َ وَرْ رُ ] ( ع مص ) خود را ورس آلودن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
تورس. [ ت َ وَرْ رُ ] ( ع مص ) خود را ورس آلودن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
خود را ورس آلودن
تورس ( انگلیسی: Taurus ) شرکت صنایع جنگ افزاری برزیلی است، که در سال ۱۹۳۹ تأسیس شد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این خیالیست که درگرد سمند تورسم زانک چون خاک بزیر سم اسبت پستم
💡 سرانه فضای ورزشی استاندارد اصفهان بدون احتساب زمینهای گلف و سوارکاری و پیست موتورسواری ۰٫۳۶ مترمربع است.
💡 چشم او هر ساعت آبستن به روزی روشنست خط دستورست پنداری شب آبستنش
💡 در سال ۱۹۷۴ شرکت آورانتیک کورپ که یک تولیدکننده کوچک در کالیفرنیا بود، موتورسیکلت کوچکی به نام شارژر تولید کرد. این محدوده ۳۰ مایل در ساعت (۴۸ کیلومتر در ساعت) و برد ۵۰ مایلی (۸۰ کیلومتر) با شارژ کامل داشت.
💡 غور کن غور، که چون آینه بی زنگار زره جوهر ما زیر قبا مستورست
💡 جنبش نبض است بر بیماری و صحت دلیل هر چه مستورست در دل، از زبان پیدا شود