تشفع. [ ت َ ش َف ْ ف ُ ] ( ع مص ) شفاعت کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). شفاعت خواستن. ( زوزنی ) ( از اقرب الموارد ). || در جمله زیر به معنی درخواست و خواهش کردن آمده است: و از من اندرخواست به وجه تشفع و تضرع و تقرب... و نرم تر قولی التماس کرد تا سوءالاتی که اندر آن قصیده است، به نام او حل کرده شود. ( جامعالحکمتین ناصرخسرو چ معین ص 17 ).
(تَ شَ فُّ ) [ ع. ] (مص ل. ) شفاعت کردن.
شفاعت کردن.
۱-( مصدر ) شفاعت کردن پایمردی کردن. ۲- ( اسم ) خواهشگری پایمردی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وَ کَمْ مِنْ مَلَکٍ فِی السَّماواتِ ممن یعبدهم هؤلاء الکفار و یرجون شفاعتهم عند اللَّه، لا تُغْنِی شَفاعَتُهُمْ شَیْئاً إِلَّا مِنْ بَعْدِ أَنْ یَأْذَنَ اللَّهُ فی الشفاعة لِمَنْ یَشاءُ وَ یَرْضی من اهل التوحید. قال ابن عباس یرید لا تشفع الملائکة الا لمن رضی اللَّه عنه و قوله: لِمَنْ یجوز للشافع و یجوز للمشفوع له.
💡 فرمان آمد که ای محمد بستاخی کن بخواه تا بخشم، بگوی تا نیوشم، سل تعطه اشفع تشفع.
💡 یدفع عن مستمع القرآن بلوی الدّنیا، و یدفع عن تالی القرآن شرّ الآخرة، و لتالی آیة من کتاب اللَّه افضل ممّا تحت العرش الی اسفل النّجوم، و انّ فی کتاب اللَّه لسورة یدعی صاحبها الشّریف عند اللَّه، تشفع لصاحبها یوم القیامة باکثر من ربیعة و مضر»، قال رسول اللَّه (ص): هی سورة یس.
💡 و فی الخبر الصّحیح انّ اعرابیّا قال یا رسول اللَّه جهدت الانفس و جاعت العیال، و هلکت الانعام، فاستسق لنا ربّک فانا نستشفع بک علی اللَّه و نستشفع باللّه علیک.
💡 و روی انّ جبریل (ع) دخل علی یوسف فی السّجن فلمّا رآه یوسف عرفه فقال یا اخا المنذرین مالی اراک بین الخاطئین، فقال له جبریل یا طاهر الطّاهرین یقرأ علیک السّلام ربّ العالمین و هو یقول لک اما استحییت منّی اذا استشفعت بالآدمیّین فو عزّتی لالبّثنک فی السّجن بضع سنین، قال یوسف و هو فی ذلک عنّی راض؟ قال نعم، قال اذا لا ابالی.
💡 فقال رسول اللَّه (ص): «و یحک تدری ما تقول؟ و سبّح رسول اللَّه فما زال یسبّح حتی عرف ذلک فی وجوه اصحابه. ثمّ قال و یحک انّه لا یستشفع باللّه علی احد من خلقه، شأن اللَّه اعظم من ذلک. و یحک أ تدری ما اللَّه؟ انّ اللَّه عزّ و جلّ علی عرشه، و انّ عرشه علی سماواته، و انّ سماواته علی ارضیه هکذا، و قال باصبعه مثل القبه».