خزیدن یا حرکت بهصورت چهار دستوپا، شیوهای از جابهجایی انسان است که در آن از هر چهار اندام استفاده میشود. این روش یکی از ابتداییترین شیوههای راهرفتن است که نوزادان انسان آن را یاد میگیرند و ویژگیهای مشابهی با حرکت چهار دستوپا در سایر نخستیها و همچنین در چهارپایان غیرنخستی دارد. خزش نوعی حرکت در جانوران است که به جاپیمایی بدون استفاده از دست و پا انجام میشود. در این نوع حرکت، بدن به آرامی و به سمت جلو یا عقب کشیده میشود. کرمها و مارها از جمله جانورانی هستند که به این شیوه حرکت میکنند. انواع مختلف خزیدن شامل بیرونخزیدن، پس و واپسخزیدن میباشد.
خزیدن
لغت نامه دهخدا
خزیدن. [ خ َ دَ ] ( مص ) آهسته بجائی درشدن. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ). داخل شدن به آهستگی
فرهنگ معین
(خَ دَ ) [ په. ] (مص ل. ) ۱ - روی سینه و شکم خود را به روی زمین کشیدن. ۲ - آهسته به جایی درآمدن و در کنجی نهان شدن.
فرهنگ عمید
۱. حرکت کردن با کشیدن بدن بر روی زمین.
۲. آهسته حرکت کردن و به جایی وارد شدن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ( خزید خزد خواهد خزید بحز خزنده خزیده ) ۱ - روی سینه و شکم خود را بروی زمین کشیدن ( مانند مار ). ۲ - آهسته بجایی داخل شدن و در کنجی پنهان گشتن.
آهسته بجائی در شدن داخل شدن باهستگی
جمله سازی با خزیدن
💡 فریاد که چون غنچه مرا هرزه درایان در کنج دل خویش خزیدن نگذارند
💡 دیدند که در روی زمین نیست پناهی در کنج دل خویش خزیدند عزیزان
💡 سپاهش هم از پی چو دم خسته مار خزیدند در رخنه آن حصار