حمرت

فرهنگ معین

(حُ رَ ) [ ع. حمرة ] ۱ - (اِمص. ) سرخی، قرمزی. ۲ - (اِ. ) رنگ سرخ، قرمز. ۳ - نوعی آماس در بدن، باد سرخ، سرخ باد.

فرهنگ عمید

۱. سرخی، رنگ سرخ.
۲. (اسم ) (طب قدیم ) = باد * باد سرخ

فرهنگ فارسی

سرخی، رنگ سرخ، بیماری بادسرخ، سرخ باد
۱- ( مصدر ) سرخی قرمزی. ۲ - ( اسم ) رنگ سرخ قرمز. ۳ - نوعی آماس در بدن باد سرخ سرخ باد.

ویکی واژه

حمرة
سرخی، قرمزی.
رنگ سرخ، قرمز.
نوعی آماس در بدن، باد سرخ، سرخ باد.

جمله سازی با حمرت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به بین بصافی ساغر درو به حمرت می که آن نشانه ای از چشم خون فشان من است

💡 و قال السّدّی لما قتل الحسین بن علی (ع)، بکت علیه السماء و بکائها حمرتها.

💡 یاقوت هست زادهٔ خورشید نی مگوی خورشید هست زادهٔ یاقوت احمرت

💡 شام هجران حمرت گردون چه باشد از شفق گر نگشته آتش آهم به گردون ملتهب

💡 بر رای منیر تو چو نظاره کند مهر زایل کندش حمرت خجلت یرقان را

💡 بیاض دیده زحمرت همی بدان ماند که لاله سوده کسی درمیانه عبهر

اندوختن یعنی چه؟
اندوختن یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز