لغت نامه دهخدا
چونین. ( ص مرکب، ق مرکب ) ( از «چون » ادات تشبیه + «این » صفت اشاره ) به معنی چنین باشد. ( برهان ). چنین و چون. این و مانند این و به این وضع. ( ناظم الاطباء ):
ندانستم من ای سیمین صنوبر
که گردد روز چونین زود زایل.منوچهری.
چونین. ( ص مرکب، ق مرکب ) ( از «چون » ادات تشبیه + «این » صفت اشاره ) به معنی چنین باشد. ( برهان ). چنین و چون. این و مانند این و به این وضع. ( ناظم الاطباء ):
ندانستم من ای سیمین صنوبر
که گردد روز چونین زود زایل.منوچهری.
(چو یا چُ ) چنین.
چون این، مانند این، چنین.
مانند این مثل این اینگونه این طور: (( با چنین دیوان بگویند سلیمان وار کو ? ) ) ( سنائی )
بمعنی چنین باشد
چونین ( به ژاپنی: 町人 Chōnin ) به معنای مردم شهری، یک طبقه اجتماعی بود که در سالهای اولیه دوره ادو در ژاپن ظهور کرد. در سلسله مراتب اجتماعی، آن را تابع طبقه جنگجو می دانستند. چونین در قرن شانزدهم در شهرهای «جوکا - ماچی» یا شهرهای اطراف قلعه ظهور کرد.
💡 به چونین حال و چونین زندگانی کرا از دل بر آید شادمانی
💡 بپیچید هر یک ز کردار خود ز رخشنده خورشید چونین سزد
💡 نه چونین سور افریدون و جم کرد نه چونین سور سام و روستم کرد
💡 گوهر بدهد مدح و ثنا را بستاند چونین سزد از دولتیان بازرگانی
💡 به هر دردی که باشد صبر نیکوست به چونین حال صبر از عاشق آهوست
💡 گفتم از مدح او نیاسایم گفت چونین کنند اولوالباب