لغت نامه دهخدا
تابانیدن. [ دَ ] ( مص ) تاب دادن. پیچ دادن. || به تابش داشتن. به تافتن داشتن. || گرم کردن تنور و غیره.
تابانیدن. [ دَ ] ( مص ) تاب دادن. پیچ دادن. || به تابش داشتن. به تافتن داشتن. || گرم کردن تنور و غیره.
(دَ ) (مص م. ) نک تاباندن.
( مصدر ) ۱- بتابش داشتن بتافتن داشتن.۲ - گرم کردن تنور و غیره. ۳- تاب دادن پیچ دادن.
نک تاباندن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در انواع اندازهها و شکلها وجود دارند؛ تا برای سبکها و سیاقهای تختههای اسکیت متناسب باشند. اندازههای بزرگتر چرخها که از ۶۵ تا ۹۰ میلیمتر هستند، سریعتر میچرخند، و آسانتر در پریدگیهای پیادهرو حرکت میکنند. اندازههای کوچکتر مثل ۴۸ تا ۵۴ میلیمتر تخته را به زمین نزدیکتر میدارند؛ و باعث میشوند که نیروی کمتری برای شتابانیدن تخته نیاز باشد. چرخها از حیث سختی هم متفاوت هستند. یکای اندازهگیری سختی چرخها در تخته اسکیت، دورومتر است. بعضی اسکیتبردها ریل هم دارد.