خشودن

لغت نامه دهخدا

خشودن. [ خ ُ دَ ] ( مص ) پیراستن و شاخهای زیادتی درخت را بریدن. ( از برهان قاطع ) ( از ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ). تمرید؛ خشودن و برگ دور کردن از درخت. خضد؛ خشودن خار درخت را و بریدن. قلف؛ خشودن. ( منتهی الارب ). || مجازاً تنریه کردن و تبرئه کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ معین

(خُ یا خَ دَ ) (مص م. ) بریدن شاخه های زیادی درخت.

ویکی واژه

بریدن شاخه‌های زیادی درخت.

جمله سازی با خشودن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تمامی گناهان بخشودنی است الا آن گناه که کسی از من روی گرداند ابراهیم مدهوش بیفتاد.

💡 طبعش به جود و عفو کند میل و زین سبب بخشیدن است شغلش و بخشودن است کار

💡 بپیچی دل از هرچ نابودنیست به بخشای آن را که بخشودنیست

💡 در آس افکنم هر که‌را سود نیست ببخشایم آن را که بخشودنی‌ست

💡 ای بوالغنایمی، که ترا از غنایمست بخشودن خلایق و بخشیدن ذهب

💡 هر شوخ کامد در جهان، بگذاشت چندین رسم نو کو از تو در عالم به ما، بر دوستان بخشودنی

اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز