لغت نامه دهخدا
نواقص. [ ن َ ق ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ ناقصة. رجوع به ناقصة شود. || در تداول بجای نقائص ( ج ِ نقیصة ) مستعمل است.
نواقص. [ ن َ ق ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ ناقصة. رجوع به ناقصة شود. || در تداول بجای نقائص ( ج ِ نقیصة ) مستعمل است.
(نَ قِ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ ناقص.
= ناقص
جمع ناقص
(صفت ) جمع ناقصه( ناقص ).توضیح نواقص که در جمع [نقیصه] بکاربرند جمع [ناقصه ] است و نقیصه به [ نقائص ] جمع بسته میشود. بهمین مناسبت فصیحان [ تکمیل نواقص ] بمعنی رفع نقیصه ها را درست نمیداننداما بمعنی کامل کردن ناقصان صحیح است ( مثلا: [ شاه نعمت الله در تکمیل نواقص بکوشید] ). بمعنی [ رفع نقیصه ها] باید [ رفع نقایص ] گفت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ناقص العقل است هر کس کرد ناقص صنع حق از نواقص خویش را باید مبرا ساختن
💡 رفتار مستقل و آزاد از طریق جمعآوری دلیل اطلاعات متن و همچنین توانایی اشیا به منظور ردیابی تغییرات محیطی، نواقصی اثرگذار بر روی سنسور دها و معرفی کارکردهای تعدیل نشده مناسب روند اصلی تحقیق را تشکیل میدهد.
💡 در بسیاری از موارد، علت ناشناخته می باشد اما علتهای مختلفی برای نواقص گفتار وجود دارد مثل " نقص شنوایی، بیماری عصبی، آسیب مغزی، کم هوشی، استفاده از مواد مضر، نقص فیزیکی مثل شکاف لب و کام، یا استفاده بیش از حد یا نادرست از تارهای صوتی. آزار کوکان نیز در برخی از موارد دلیل اختلال است.
💡 مس نواقص امکان زر وجوب شود شود چو طرح بر او گرد کیمیاگر ما