در ادبیات و تاریخ فرهنگی ایران، واژهی «دَلقَک» (یا «طلحک» و «تلخک») به فردی اطلاق میشود که نقش مسخره، مقلد، و نکتهگوی مجلس را ایفا میکرد و با شوخطبعی و طنز خود، در جمع خلفا، سلاطین، و حکام، سرگرمی و تفریح فراهم میآورد. گفته میشود که اصطلاح «دلقک» از نام مسخرهای به نام طلحک یا تلخک گرفته شده است، که به احتمال زیاد معاصر سلطان محمود غزنوی بوده و با هنر طنز و بذلهگویی خود در دربار شهرت یافته است. این شخصیتها با توانایی در بازی با کلمات و تقلید رفتارها، فضایی شاد و پرنشاط در محافل سلطنتی ایجاد میکردند و بخش مهمی از آیینهای درباری به شمار میآمدند.
در طول تاریخ ایران، مسخرگان متعددی در دربار سلاطین و پادشاهان حضور داشتهاند که هر یک به نوعی در سرگرمی و خندهآفرینی نقش ایفا میکردند. از جمله شخصیتهای مشهور در این زمینه میتوان به اشعب طماع، ابوالحسن خلیع، ابوالعنبس، عباده مخنث، ابوالفوارس، کچل (کل) عنایت، لوطی صالح شیرازی، کریم شیرهای، اسماعیل بزاز، شیخ شیپور، حسین دودی، و حسن گربه اشاره کرد. این افراد با مهارت در سخنوری، تقلید، و نمایشهای کوتاه، همزمان که خنده و شادی به محافل میآوردند، گاه نکات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی زمان خود را نیز به زبان طنز بیان میکردند.
نقش دلقکان تنها محدود به ایجاد تفریح و سرگرمی نبود؛ بلکه آنها به نوعی حافظ فرهنگ شفاهی و طنز در دربارها و جامعه محسوب میشدند. دلقکان با بهرهگیری از طنز و بذلهگویی، توانایی بیان نقدهای اجتماعی و اخلاقی را در قالبی غیرمستقیم و خوشایند داشتند و از این طریق توانستند تاثیر فرهنگی قابل توجهی بر دربار و جامعه اطراف خود بگذارند. به همین دلیل، حضور دلقکان در محافل سلطنتی، علاوه بر جنبهی سرگرمی، بخشی از هنر و ادبیات درباری ایران به شمار میرفت که تا امروز نیز مورد توجه پژوهشگران تاریخ فرهنگ و هنر ایرانی است.
دلقک. [ دَ ق َ ] ( اِخ ) معرب تلخک. طلخک. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). نام مسخره ای. ( از غیاث ) ( از آنندراج ). نام مسخره ای که طلحک نامیده میشد. ( ناظم الاطباء ):
شاه با دلقک همی شطرنج باخت
مات کردش زود خشم شه بتافت.مولوی.گفت با دلقک شبی سید اجل
قحبه ای را خواستی تو از عجل.مولوی.که ز ده دلقک بسیران درشت
چند اسپی تازی اندر راه کشت.مولوی.|| ( اِ ) توسعاً هر شخص مسخره راگویند. ( از ناظم الاطباء ). فسوسی. جحی. جوحی. عنوان کلی مسخرگان و مقلّدان که در تاریخ ایران و اسلام در مجالس خلفا و سلاطین و حکام و متنفدان بوده اند و ظریف نیز خوانده میشده اند. احتمالا اصل عنوان مأخوذ است از نام مسخره ای موسوم به طلحک که گویند معاصر سلطان محمود غزنوی بوده است. ( از دائرة المعارف فارسی ). و برای اطلاع از تاریخ دلقکان در بلاد اسلامی نیز رجوع به همان مأخذ شود.
(دَ قَ ) (اِ. ) لوده، مسخره، کسی که با کارهای خنده آور مردم را بخنداند. در اصل مسخره ای بوده در دربار سلطان محمود غزنوی که طلخک نامیده می شد.
لوده، مسخره، شوخ، کسی که کارهای خنده آور بکند و مردم را بخنداند. &delta، در اصل مسخره ای بوده در دربار سلطان محمود غزنوی که طلحک نامیده می شده.
مسخره، شوخ، کسی که کارهای خنده آوربکندوبخنداند
۱ - کسی که در دربارهای قدیم کارهای خنده آور برای تفریح دیگران میکرد لوده مسخره. ۲ - کسی که در بند بازی و نمایشهای سیرکی ادای هنر پیشه اصلی را در آورد و بدین وسیله مردم را بخنداند یالانچی.
{clown, clown character} [هنرهای نمایشی] شخصیت شوخ و بذله گویی که در نمایش و سیرک حرکات خنده آور می کند و لطیفه می گوید
دَلقَک
(یا: طلحک؛ تلخک) مسخره، مقلد، و نکته گو که در مجلس خلفا، سلاطین، و حکام مسخرگی و خوشمزگی می کرد. گفته می شود اصطلاح دلقک از مسخره ای به نام طلحک یا تلخک گرفته شده که گویا معاصر سلطان محمود غزنوی بوده است. اشعب طماع، ابوالحسن خلیع، ابوالعنبس، عباده مخنث، ابوالفوارس، کچل (کل) عنایت، لوطی صالح شیرازی، کریم شیره ای، اسماعیل بزاز، شیخ شیپور، حسین دودی، و حسن گربه نام شماری از دلقکان و مسخرگانی است که در سال های دور و نزدیک در دربار سلاطین و پادشاهان ایرانی حضور داشتند.
pagliaccio
لوده، مسخره، کسی که با کارهای خنده آور مردم را بخنداند. در اصل مسخرهای بوده در دربار سلطان محمود غزنوی که طلخک نامیده میشد.