کلمه داستان به معنای روایتی از یک سری وقایع، شخصیتها و تجربیات است. آنها میتوانند واقعی یا خیالی باشند و به شکل نوشتاری، شفاهی یا تصویری روایت شوند.
ویژگیها:
ساختار: داستانها دارای یک ساختار مشخص هستند که شامل مقدمه، میانه و پایان میشود. مقدمه به معرفی شخصیتها و موقعیتها میپردازد، میانه شامل چالشها و تنشها است و پایان به نتیجهگیری و حل مسائل میانجامد.
شخصیتها: شخصیتها عناصر کلیدی داستان هستند که در وقایع و تجربیات آن شرکت میکنند. این شخصیتها میتوانند اصلی یا فرعی باشند و هر کدام ویژگیها و انگیزههای خاص خود را دارند.
موضوع و پیام: این روایتها دارای یک موضوع یا پیام هستند که میخواهند به خواننده یا شنونده منتقل کنند. این پیام میتواند درباره عشق، دوستی، جنگ، عدالت یا هر موضوع دیگری باشد و به خواننده فرصتی برای تفکر درباره مسائل انسانی و اجتماعی ارائه دهد.
سبک و زبان: آنها میتوانند در سبکهای مختلف نوشته شوند، از جمله داستانهای کوتاه، رمانها، افسانهها و قصههای عامیانه. زبان و نحوه بیان نیز میتواند تأثیر زیادی بر احساسات و تجربیات خواننده داشته باشد.
داستان. ( اِ ) حکایت. نقل. قصه. سمر. سرگذشت. حدیث. افسانه. ( برهان ). دستان. فسانه. حادثه. ماجری. ماوقع. حکایت تمثیلی. واقعه. حکایت گذشتگان. ( شرفنامه منیری )
(اِ. ) ۱ - سرگذشت. ۲ - قصه، حکایت. ۳ - مشهور، زبانزد خاص و عام.
۱. افسانه.
۲. سرگذشت، حکایت دستان.
۳. قصه.
۴. مثل.
* داستان راندن: (مصدر لازم ) [قدیمی، مجاز]
۱. داستان گفتن، قصه گفتن.
۲. حکایت کردن.
* داستان زدن: (مصدر لازم ) [قدیمی]
۱. افسانه گفتن.
۲. مثل زدن: شگفت آمدش داستانی بزد / که دیوانه خندد ز کردار خود (فردوسی: ۳/۳۷۶ ).
* داستان شدن: (مصدر لازم ) [قدیمی، مجاز] مشهور شدن، بلندآوازه شدن: از مردمی میان جهان داستان شدی / جز داستان خویش دگر داستان مخوان (فرخی: ۲۹۷ ).
افسانه، سرگذشت، قصه، حکایت دستان هم گفته اند
( اسم ) ۱ - سر گذشت حکایت. ۲ - افسانه قصه. ۳ - مشهور زبانزد خاص و عام.
ظاهرا نام محلی بوده است در بسطام
داستان (fiction)
در ادبیات، اثری که همۀ محتوا، یا بخش عمدۀ آن، ابداع شده باشد. داستان به آثار منثور تخیلی و روایی (مانند رمان یا داستان کوتاه) اطلاق می شود، و با نوشته های غیرداستانی (مانند تاریخ، زندگی نامه، یا شرح رخدادهای واقعی) و شعر فرق دارد. با وجود این، قالب داستانی صرفاً به ادبیات منثور اختصاص ندارد؛ شعر هم ممکن است چنین قالبی داشته باشد. برخی گونه های ادبی، مانند رمان تاریخی، غالباً طرحی داستانی را با حوادث واقعی ترکیب می کنند؛ زندگی نامه ها هم گاهی با حوادث یا گفت و گوهای تخیلی در قالب داستان عرضه می شوند. نیز ← رمان؛ داستان_کوتاه؛ داستان نویسی در ایران.
[ویکی فقه] داستان، تصویری عینی از چشم انداز و برداشت نویسنده از زندگی است.
داستان، تصویری عینی از چشم انداز و برداشت نویسنده از زندگی است. هر نویسنده فکر و اندیشه ی معینی درباره ی زندگی دارد یا نحوه ی برخوردش با زندگی، فلسفه ی زندگی او را مجسم می کند. در ضمن هر نویسنده چون هر کس دیگر، احساس به خصوصی از زندگی دارد و این احساس با فکر و اندیشه ی او در ارتباط است. در واقع افکار و اندیشه ها را نمی توان از احساسات و عواطف جدا کرد. این افکار و احساسات گاهی به هم آمیخته و پیوسته اند و گاه در برابر هم قرار می گیرند و از این رو ممکن است نویسنده ای قادر نباشد احساسات خود را با افکاری که برایش مهم است، مرتبط کند. اما می تواند این احساسات را در تخیل (شخصیت ها یا عمل داستانی) تشریح و تجربه کند، از همین رو داستان را می آفریند. بنابراین داستان، نمایش کوششی است که سازگاری افکار و عواطف را موجب می شود.
معانی داستان
داستان، دو معنای عام و خاص دارد.
← معنای عام
غالبا به قصه (اسطوره، حکایت اخلاقی، افسانه ی تمثیلی، افسانه ی پریان، افسانه ی پهلوانان)، داستان کوتاه (داستانک، داستان بلند)، رمان (رمان کوتاه، ناولت)، رمانس (رمانس روستایی، رمانس شهسواری، رمانس عاشقانه) و آثار وابسته به آنها ادبیات داستانی می گویند.
شخصیت پردازی
💡 داستان عشق یک افسانه نبود بیش لیک هر کسی طور دگر میگوید این افسانه را
💡 ز فرهاد آن که کم گوید فسانه ز شیرین داستانی دور مانده ست
💡 خوش است این داستان در شأن بیمار که شب باشد هلاک جان بیمار
💡 از داستان و قصه، بگذر که غصه باشد پیش گرسنه چندی از هیچ خوان نهادن