( خطرة ) خطرة. [ خ َ رَ ] ( ع اِ ) گیاهی است. ( منتهی الارب ). || داغی مر شتران را. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ). || گاهی. بعضی از اوقات. منه: مالقیته الاخطرة؛ ملاقات نکردم با وی مگر گاهی. ( منتهی الارب ). || اندیشه. آنچه بر خاطر گذرد. همزه.ج، خَطَرات:
در خموشی هر سه را خطرة یکی
در سخن هم هر سه را حجت یکی.مولوی.و خطره از سر بیار... خطره که بسرت درآید آنرا رشک خوانند. ( مجالس سعدی ). همزه؛ خطره ای که شیطان در دل اندازد. ( منتهی الارب ).
- خطرةالجن؛ مس دیو. ( منتهی الارب ).
- لعب الخطرة؛ جنبانیدن مخراق که فوطه پیچیده و تافته باشد که در بازی بهم زنند. ( منتهی الارب ).
خطرة. [ خ ِ رَ ] ( ع اِ ) واحدخِطر است که بمعنی وسمه می باشد. ( از منتهی الارب ).
(خَ رَ یا رِ ) [ ع. خطرة ] (مص ل. ) به دل گذشتن.
= خطرت
( مصدر ) ۱ - بدل گذشتن. ۲ - چیزی که که بر دل گذرد از احکام طریقت ۳ - قلب (باعتبار تسمی. حال باسم محل ). ۴ - ادعیه ای که خوانده شود. جمع: خطرات.
واحد خطر است که بمعنی وسمه می باشد
خطرة
به دل گذشتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خود را به خطرها ز پی مال فگندن دادن سر خود در ره سامان چه ضرور است
💡 عالم از سیل فنا گرچه خطرها دارد هرکه در عالم مستی است چه پروا دارد
💡 خویشتن را بیمحابا در خطرها در فکن در میان بحر رو وابسته ساحل مباش
💡 آن طور که پیداست، آکیناکه یک جنگافزار فروکردنی بوده، و از آنجا که غالباً به سمت راست کمربند آویزان میشده، پیداست که، در هنگام خطرهای ناگهانی، به یکباره بیرون کشیده میشده است.
💡 آنها انگار دو تا عروساند و از نیشِ دنیا هنوز هیچ ننوشیدهاند، آنها هنوز خبر از خطرها ندارند، اما من… این آرامش را کمینگاه خطر میبینم، نه جای امن و عافیت… چه چاره میتوانم بکنم؟»
💡 اقتصاد سبز، اقتصادی است که در سایهٔ زندگی انسانهای پیشرفته و عدالت اجتماعی پدید میآید در حالی که در آن خطرها و آسیبهای زیستمحیطی در کمترین میزان ممکن است. اقتصاد سبز یک اقتصاد یا توسعهٔ اقتصادی است که بر پایهٔ توسعهٔ پایا و آگاهی از اقتصاد بومی (سازگار با بوم) بنا نهاده شدهاست.