کلمه حرامزاده بار معنایی منفی و توهینآمیز دارد و در دو معنای اصلی به کار میرود:
فرزند نامشروع
معنای اصلی و لغوی کلمه حرامزاده به فرزندی اشاره دارد که از رابطه غیرشرعی به وجود آمده باشد، یعنی کسی که پدر و مادرش رابطهای نامشروع داشتهاند و فرزند حاصل آن رابطه است. معمولاً چنین فرزندانی به عنوان ناپاک یا بیارزش در نگاه جامعه شناخته میشوند.
بدذات، حیلهگر و فتنهانگیز
در کاربرد مجازی و استعاری، حرامزاده به شخصی اطلاق میشود که دارای صفات منفی اخلاقی است؛ کسی که بدذات، حیلهگر و خائن است و باعث ایجاد فتنه، آشوب و مشکلات میشود. در این معنا، واژه صرفاً به ریشه خانوادگی یا نسبی اشاره ندارد بلکه بیانگر ویژگیهای اخلاقی و رفتاری بسیار ناپسند است.
حرامزاده. [ ح َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب / ص مرکب ) سِنْد. ( صحاح الفرس ) ( دهار ). سنده. سندره. ( صحاح الفرس ). ابن زنیة.ابن غیة. ولدالزنا. زنازاده. مول. زاده حرام. زاده ٔزنا. ناپاکزاد. ناپاکزاده. خشوک. ولد حرام. فغاک. سنداره. جامغول. خشتوک. نغل. ( دهار ). زنیم. ( دهار ) ( ترجمان عادل ). بدنژاد. لقیط. دعی. ابن نحسر. ( المرصع ). ابن النکوح. ابن الهجول. ابن الهلوک. ابن احلام النیام.ابن بهشة. ابن الجریع. ابن الدموک. ابن الدمون. ابن الطریق. ابن عجل عجل. ابن العروک. ابن العریکة. ابن فریه. ابن کسیب. ابن اللیل. ( المرصع ). ابن مدینة ملصق. ( دهار ). مدغدغ. بداصل. بدگوهر. بدگهر. ج، حرامزادگان: شیرویه گفت پدرم چه گفت در آن حالت ؟ گفت حرامزاده کسی است که کشنده پدر خود را نکشد. ( قصص الانبیاء حواشی ص 226 ). گفت آمده ام تا ترا بکشم، گفت حرامزاده باشد آنکس که کشنده پدر را نکشد. ( قصص الانبیاء جویری ص 226 ). خلیفه چون این سخن از جعفر بشنید... گفت وای بر آن حرام زاده. ( تاریخ بخارا ). بوزنه دانست که خوک حرامزاده و کارافتاده است. ( سندبادنامه ص 169 ).
گفت خیر ای حرامزاده خس
هست خونت حلال بر همه کس.نظامی.گفت باز این حرام زاده خام
کرد بر من سلام خویش حرام.نظامی.گفت چه حرامزاده قومند سگ را گشاده و سنگ را بسته. ( گلستان ). و در بعض نسخ: گفت این چه حرامزاده مردمند که سگ گشوده و سنگ را بسته اند. ( گلستان ).
اشک ریای زاهدان ریخت به خانه ٔخدا
قحبه به مسجد افکند طفل حرامزاده را.؟- گِل ِ حرامزاده؛ گِلی مخلوط به آهک برای سد راهها و درزهای نفوذ آب.
- امثال:
حرامزاده یک زا دارد زنوزی دو زا.
|| خبیث.نجس. ناپاک. حرام:
با اینکه حلال تست باده
پهلو کن از آن حرام زاده.نظامی ( الحاقی ).و گاه در شعر تخفیفاً، حرامزاد به کار رفته است:
گر زینکه بشوی دل ندادم
آخر نه چنان حرام زادم.نظامی ( الحاقی ).کز تو بنظاره دل نهادم
گر زین گذرم حرام زادم.نظامی.
( ~. دِ ) [ ع - فا. ] (ص مر. )۱ - فرزند نامشروع، ناپاک زاده. مق. حلال زاده. ۲ - (کن. ) بسیار زرنگ و زیرک، بسیار محیل.
۱. فرزندی که از ازدواج غیر شرعی به وجود آید، ناپاک زاده، فرزند نامشروع.
۲. [مجاز] بدذات، حیله گر و فتنه انگیز.
ناپاک، فرزندنامشروع، فرزندی ازازدواج نامشروع
( صفت ) ۱ - فرزندی که مادر او از راه نا مشروع با مردی رابطه یافته و در نتیجه وی بوجود آمده مقابل حلالزاده. ۲ - بسیار زرنگ و زیرک بسیار محیل.
[ویکی فقه] حرام زاده عنوان یاد شده درابواب مختلف فقهی واز ان جمله در باب حدود به کار رفته است.
نسبت حرام زادگی- و مانند آن- دادن به کسی، به جهت عدم صراحت در زنازاده بودن (زیرا ممکن است مراد، فرزند آمیزش حرام، همچون آمیزش با همسر در حال حیض یا روزه و یا احرام باشد)قذف به شمار نمی رود و نسبت دهنده تنها تعزیر می شود.از برخی قدما یکسان بودن نسبت حرام زادگی با نسبت زنا زادگی نقل شده است. البته اگر قرینه ای دلالت کند که مراد گوینده از حرام زادگی زنازادگی است یا عرف آن را نسبت زنازادگی بداند،قذف به شمار می رود و حدّ آن بر نسبت دهنده جاری می شود.
فرزند نامشروع، ناپاک زاده.
حلال زاده
بسیار زرنگ و زیرک، بسیار محیل.
انسانی که از آمیزش جنسی نامشروع به وجود آمده باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از سوی دیگر، ازدواج لازمه فرزنددار شدن نیست. «مرکز کلی آمار سلامت» در آمریکا گزارش کردهاست که در سال ۱۹۹۲ ۳۰/۱ درصد از تولدها مربوط به زنان مجرد بودهاست. در سال ۲۰۰۶ این عدد به ۳۸٫۵ درصد افزایش یافته است. کودکانی که خارج از ازدواج متولد میشدند، حرامزادهها و ولدالزناها، نامشروع محسوب میشدند و گرفتار زیانهای قانونی و ننگ اجتماعی میگردیدند. در سالهای اخیر از اهمیت مشروعیت کاسته شده و پذیرش اجتماعی به خصوص در جوامع غربی افزایش یافتهاست.
💡 در دهه ۱۹۸۰، او شخصیتی تلویزیونی شد و معمولاً با باربارا بوشه در یک تاک شو در تلویزیون ایتالیا ظاهر میشد. او پس از سالها کار در تولید فیلم، در کنار آل پاچینو، تهیهکننده فیلم تاجر ونیزی بود و بعداً پیشنهاد الی راث برای بازی در فیلم دیگری به نام مسافرخانه: قسمت ۲ را پذیرفت. کوئنتین تارانتینو به احترام او بازیگر فیلم حرامزادههای لعنتی را «ستوان اِد فنش» نامگذاری کرد و فِـنِـش را به اکران فیلم خود در ایتالیا دعوت کرد.