جنبان

لغت نامه دهخدا

جنبان. [ جُم ْ ] ( نف ) متزلزل. مضطرب. ( یادداشت مؤلف ). || جنبنده. ( آنندراج ). || در حال جنبیدن:
وگر برهان موسی آن شماری
که چوب خشک ثعبان کرد جنبان.ناصرخسرو. || متحرک.( یادداشت مؤلف ). لغ: منارجنبان:
این جهان هم بدان سخن ماند
حرف او ساکن است یا جنبان.ناصرخسرو.باده در خیگ و بنگ در انبان
گر نه دیوانه ای مشو جنبان.اوحدی. || بانَوَسان.( یادداشت مؤلف ): دل کژدم ستاره ای است سرخ و جنبان. || ( نف مرخم ) جنباننده. ( آنندراج ). محرک.حرکت دهنده. سلسله جنبان:
دولت اگر سلسله جنبان شود
مور تواند که سلیمان شود.وحشی.
جنبان. [ جَم ْ ] ( اِخ ) یکی از اقوام و طوایف نبطی از فرزندان حام بن نوح. رجوع به نخبةالدهر دمشقی ص 266 شود.

فرهنگ عمید

۱. در حال جنبیدن، جنبنده: منارجنبان.
۲. (بن مضارعِ جنباندن ) =جنباندن
۳. جنباننده (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): سلسله جنبان.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- در ترکیب بمعنی ( ( جنباننده ) ) آید: سلسله جنبان. ۲- جنبده.
یکی از اقوام و طوایف نبطی از فرزندان حام بن نوح.

جمله سازی با جنبان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن به، که چو اطفال به مکتب‌خانه خود خوانی و بر خویش سری جنبانی

💡 خصم زنجیر خشم و کین ترا می چه جنباند؟ ار نه دیوانه ست

💡 موج را گشت صبا سلسله جنبان در آب که شود با خس من دست و گریبان در آب

💡 چل سال بایدت که بجنبانی این کلید گر هرگزت گشادن این قفل مدعاست

💡 چون دل دیوانه در زنجیر زلف دلبر است حلقه زنجیر آن مجنون بجنبان دم مزن

💡 هر کجا عزم تو شد جنبان به فتحی بر سر ره نصرت اندر انتظارت

هنگام یعنی چه؟
هنگام یعنی چه؟
دماغه یعنی چه؟
دماغه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز