جلب

این کلمه دارای معانی متنوعی است که در زمینه‌های مختلف به کار می‌رود. به طور خلاصه، می‌توان معانی مختلف این واژه را به صورت زیر دسته‌بندی کرد:

بدذات و نابکار: در برخی از معانی، جلب به فردی بدذات، نابکار یا حقه‌باز اشاره دارد. این کاربرد بیشتر در زبان عامیانه و محاوره‌ای دیده می‌شود.

زن بدکار: در زبان عامیانه، جلب می‌تواند به معنای زن بدکار یا فاسد نیز به کار رود.

شوروغوغا، فتنه و آشوب: این واژه در برخی زمینه‌ها به معنای ایجاد شوروغوغا یا فتنه و آشوب نیز به کار می‌رود.

به سوی خود کشیدن یا جذب کردن: یکی از معانی اصلی جلب به معنای کشاندن یا جذب کردن چیزی یا کسی به سمت خود است. مثلاً، جلب توجه به معنای جذب کردن توجه دیگران است.

دستگیر کردن از طریق قانون (حقوق): در زمینه حقوق، جلب به معنای دستگیر کردن یا بازداشت یک فرد از طریق قانون است، که معمولاً به شکل حکم جلب بیان می‌شود.

لغت نامه دهخدا

جلب. [ ج َ ] ( ع مص ) گناه کردن. || کشاندن از جایی بجای دیگر و از شهری بشهر دیگر برای تجارت و بازرگانی. ( ازاقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || کشیده شدن. و این لازم و متعدی استعمال شود. ( از اقرب الموارد ). || غوغا کردن و آوازها نمودن. || وعده شر کردن. || خشک شدن خون. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || خوب شدن وپوست درآوردن جراحت. ( از اقرب الموارد ). به شدن جراحت. ( منتهی الارب ). || فراهم آوردن. || کسب کردن و طلب کردن و حیله نمودن. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || بانگ زدن اسب را وقت دوانیدن تا درگذرد. ( منتهی الارب ). زجر کردن اسب را و بانگ زدن بر او از پشت سر و واداشتن او را برای مسابقه. ( از اقرب الموارد ). رجوع به جَلَب شود.
جلب. [ ج َ ] ( ع اِ ) جنایت. ( منتهی الارب ). گناه و جنایت. ( ازاقرب الموارد ).
جلب. [ ج َ ل َ ] ( ع مص ) کشاندن ماشیه را از جایی بجای دیگر برای تجارت. || کشیده شدن. و این فعل لازم و متعدی استعمال شود. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). در حدیث است: لاجلب و لاجنب. فرود آمدن ساعی از جای دور و امر کردن خداوند ماشیه را تا ماشیه خود را کشیده بیاورد در جایی که فرود آمده است یا دور رفتن خداوند ماشیه از جای خود و ساعی را تکلیف دادن تا نزد او رود. ( از منتهی الارب ). لاجلب و لاجنب فی الاسلام؛ بمعنی این که صاحب ماشیه موظف نیست که آنرا بسوی ساعی ( مصدق ) جلب کند تا زکوة از آن گرفته شود بلکه زکاة آن نزد آبها اخذ شود. ( از اقرب الموارد ). || غوغا کردن و آوازها نمودن. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). سروصدا و جاروجنجال راه انداختن. || وعده شر کردن. ( منتهی الارب ). تهدید ببدی کردن. ( از اقرب الموارد ). || خشک شدن خون. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || به شدن جراحت. ( منتهی الارب ). خوب شدن و پوست برآوردن جراحت. ( از اقرب الموارد ). || فراهم آوردن. || کسب و طلب کردن و حیله نمودن. || بانگ زدن اسب را وقت دوانیدن تا درگذرد. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). رجوع به جَلب شود. || اختلاط و درآمیختن اصوات. ( از اقرب الموارد ). || ( اِ ) غوغا و آوازها. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). شور و غوغا و فریاد. ( برهان ): پرخاش جنگ و جلب باشد. ( حاشیه برهان چ معین از لغت فرس ص 216 «متن و حاشیه » ). || کسانی که ستور را از شهری به شهری کشانند بفروختن. ( منتهی الارب ). اجلاب. ( منتهی الارب ). || ( ص ) زن فاحشه و نابکار باشد. ( برهان ). زن بدکار قحبه. این معنی مخصوص بفارسی است و مأخوذ است از معنی جلب در عربی که عبارت است از «کشیدن و بردن برده و شتر و گوسفند و غیر آنها از جایی بجای دیگر برای فروش » چه زن بدکار تشبیه بمالی شده که بهر جا کشیده میشود. ( از فرهنگ نظام ). || هر چیز بدل و غیر اصلی. ( فرهنگ نظام ): مالی که جاپان میسازد اغلب جلب است. ( فرهنگ نظام ).

فرهنگ معین

(جَ ) [ ع. ] (مص م. ) ۱ - کشیدن، ربودن. ۲ - بازداشت، دستگیری.
(جَ لَ ) [ ع. ] (ص. ) ۱ - هر چیز فاسد. ۲ - حقه باز. ۳ - زن بدکار.

فرهنگ عمید

۱. بدذات، نابکار، و حقه باز.
۲. [عامیانه] زن بدکار.
شوروغوغا، فتنه و آشوب.
۱. به سوی خود کشیدن، جذب کردن.
۲. [مجاز] علاقه مند کردن دیگران به خود.
۳. (حقوق ) [مجاز] دستگیر کردن از طریق قانون، بازداشت: حکم جلب.

فرهنگ فارسی

هرچیزقلب وناسره، آدم بدذات ونابکاروحقه باز، کشیدن، کشیدن ازجایی بجای دیگر
( اسم ) ژالاپ
موضعی است. منزلی است از منازل حاجیان صنعائ در راه تهامه میان جون و جازان.

جملاتی از کلمه جلب

استدلال اخلاقی نخستین بار در اواسط تا اواخر قرن بیستم توجه گسترده‌ای از روان‌شناسان رشد را به خود جلب کرد. نظریه‌پردازی اصلی آنها شامل روشن کردن مراحل رشد ظرفیت استدلال اخلاقی بود.
سَوارکاری یا اسب‌دَوانی یا اسب‌سواری از ورزش‌هایی است که در چند دههٔ اخیر مورد توجه خاصی قرار گرفته‌است؛ با این وجود سابقه‌ای طولانی داشته‌است و می‌توان آن را از کهن‌ترین ورزش‌ها به‌شمار آورد.این ورزش امروزه نه تنها به عنوان یک رقابت سالم و مفید، بلکه به عنوان سرگرمی و به منظور گذراندن اوقات فراغت مورد توجه قرار گرفته‌است، و با این که نسبت به بسیاری از ورزش‌ها پرهزینه به نظر می‌رسد، هر ساله تعداد بیشتری طرفدار به سوی خود جلب می‌کند.
اما برخی از نمایندگان پارلمان و اعضای عادی حزب معتقد نیستند که این پیش‌بینی درست باشد و خانم استورجن و رهبری حزب را متهم کرده‌اند که با ابراز این نظر که برای برگزاری همه‌پرسی باید موافقت بریتانیا جلب شود، بیش از اندازه محتاط بوده‌اند.
بر مقتضی این قول، هر که خدای را سجود کند طمعی را، جلب نفعی یا دفع ضرّی را، آن سجود کراهیّت است نه سجود طواعیّت، سجود طوعی آنست که محض فرمانرا و اجلال عزّت حق را کند، نه در آن شوب طمع بود نه امید عوض، نه بیم از محنت، شخص در سجود و دل در وجود و جان در شهود، شخص با وفا و دل با جفا و جان با صفا.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم