جفتی

لغت نامه دهخدا

جفتی. [ ج ُ ] ( حامص ) برابری. مساوات. یکسانی. تساوی. || مشابهت. ( اشتنگاس ). مانندگی. همگونی. همگونگی. || اتصال. ( اشتنگاس ). پیوستگی. || همسری. شوهری. زنی. زوجیت. جفت بودن:
اگر نیستی جفتی اندر جهان
بماندی توانائی اندر نهان.فردوسی.من بجفتی ترا پسندیدم
که جوانمردی ترا دیدم.نظامی. || با هم جفت شدن حیوان نر وماده. ( آنندراج ). جماع حیوان نر و ماده. ( نظام ). جفت گیری. || جماع و مباشرت. ( آنندراج ). جماع زن و مرد. بغل خوابی. همخوابگی. نزدیکی:
از آن شد پرده چشمم بخون بکری آلوده
که نم با لعبتان دیده جفتی کرد پنهانی.خاقانی. || دمسازی. قرینی. همدوشی. همپائی. هماهنگی. یاری:
چو با مردم زفت زفتی کنیم
همه با خردمند جفتی کنیم.فردوسی.گر او باز گردد تو زفتی مکن
هنر جوی و با آز جفتی مکن.فردوسی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- دوتایی. ۲- زوج جفت.

جمله سازی با جفتی

💡 آسیاب مزرعه جفتی (۲) مربوط به دوره قاجار است و در آشتیان، ۲/۵ کیلومتری شمال آشتیان، جاده آشتیان، آهو واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۱۹۰۵۱ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 آسیاب مزرعه (جفتی) ۱ مربوط به دوره قاجار است و در آشتیان، ۲/۵ کیلومتری شمال آشتیان، جاده آشتیان، آهو واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۱۹۰۵۵ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 الینیاهای جنگلی به تنهایی یا به‌طور جفتی و نامحسوس نشسته‌اند یا در حال گرفتن حشرات و عنکبوت‌ها را در سطوح بالاتر شاخ و برگ دیده می‌شوند. آن‌ها همچنین اغلب توت می‌خورند. آنها صدای پیچ-ویپ تولید می‌کنند.

💡 آب‌جوهای شکم‌سفید به صورت جفتی یا گروه‌های کوچک غذایابی می‌کنند و منقار خود را به زمین نمناک فرو می‌برند تا کرم‌ها و دیگر بی‌مهرگان را پیدا کنند. عادت‌های زادآوری آن به خوبی شناخته شده نیست، اما لانه معمولاً در شکاف سنگ پنهان است.

💡 چون غوک وی را بدید خاطرش به صحبت وی کشید، قصه بی جفتی خود را در میان آورد و از وی طلب مصاحبت کرد. ماهی گفت: مصاحبت را مناسبت دربایست است و مصاحبت نابایست صحبت را ناشایست.

💡 پس از ارزیابی برای تشخیص هر یک از شرایطی که در بالا توضیح داده شد، میکروپنیس اغلب در دوران نوزادی با تزریق هورمون‌های مختلف مانند گنادوتروپین جفتی انسانی و تستوسترون درمان‌پذیر است.