تندرو. [ ت ُرَ / رُو ] ( نف مرکب ) چالاک و تیزرفتار. ( آنندراج ). سریع و سریعالحرکه. تیزرفتار. ( ناظم الاطباء ). تندرفتار. تیزتک. تیزرفتار. تیزرو. سریعالسیر:
چو بشنید پند جهاندار نو
پیاده شد از باره تندرو.فردوسی.نیا را بدید از کران، شاه نو
برانگیخت آن باره تندرو.فردوسی.تا برآید از پس آن میغ باد تندرو
آسمان چون رنگ بزداید ز میغ گردرنگ.منوچهری.چون تک اندیشه به گرمی رسید
تندرو چرخ به نرمی رسید.نظامی.گر کمیت اشک گلگونم نبودی تندرو
کی شدی روشن به گیتی راز پنهانم چو شمع؟حافظ.رجوع به تند و دیگر ترکیبهای آن شود.
تندرو. [ ت ُ ] ( ص مرکب ) تندروی. ترشروی را گویند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( از فرهنگ رشیدی ) ( شرفنامه منیری ). زشت و ناخوش رو و خشمناک. ( ناظم الاطباء ):
پس آنگه بدو گفت کای تندروی
نشاید که بنمایی این زشت خوی.فردوسی.کای دل تو شاد باش که آن یار تندخو
بسیار تندروی نشیند ز بخت خویش.حافظ. || بخیل و ممسک. ( برهان ) ( آنندراج ) ( شرفنامه منیری ). بخیل. ( فرهنگ رشیدی ) ( غیاث اللغات ):
بنالید درویشی از ضعف حال
برِ تندرویی خداوند مال.سعدی ( از شرفنامه منیری ).رجوع به تند و دیگر ترکیبهای آن شود.
(تُ. رُ ) (ص فا. ) ۱ - آن که در حرکت و رفتن سریع باشد. ۲ - بی باک، بی پروا.
۱. ترش رو، بداخم.
۲. بخیل.
۱. [مقابلِ کُندرو] انسان یا حیوان یا وسیلۀ نقلیه ای که می تواند تند حرکت کند، تندرونده، تندرفتار، تیزرفتار.
۲. [مجاز] بی باک، بی پروا.
۳. [مجاز] افراطی، کسی که در وابستگی به عقیده ای تعصب دارد.
تندرونده، تندرفتار، تیزرفتار، ضدکندرو، بی باک، تندروی، ترشرو، بداخم، بخیل
( صفت ) ۱- آنکه در حرکت و رفتن سریع باشد مقابل کند رو. ۲ - بی باک بی پروا.
{Bus Rapid Transit, BRT} [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] نوعی سامانۀ اتوبوس رانی که در مسیری ویژه و با سرعت زیاد مسافران را جابه جا می کند * این لفظ هم به کل این نوع سامانۀ حمل ونقل اشاره دارد و هم به اتوبوس و مسیر آن؛ بنابراین در ترکیباتی چون مسیر تندرو، سامانۀ تندرو و اتوبوس
رجوع شود به:رادیکالیسم
آن که در حرکت و رفتن سریع باشد.
بی باک، بی پروا.
چالاک و تیزرفتار
افراطی
💡 هرانت دینک روزنامهنگار ترکیهای ارمنیتبار در ژانویهٔ ۲۰۰۷، بهدست (اوگون ساماست)، یک ملیگرای و دستراستی تندرو ۱۷ سالهٔ تُرک به ضرب گلوله دراستانبول ترور شد.
💡 تو به ره روان و خلقی به هلاک مانده هر سو چه غم آب تندرو را ز خرابی کناره
💡 ظرف من سربسته بود و سیل بخشش تندرو پر نشد پیمانه ام هرچند در کوثر زدم
💡 ملیگرایان در پارلمان این جمهوری به اکثریت دست یافتند و خودمختاری بیشتری کسب کردند و به دنبال کودتای نافرجام کمونیستهای تندرو در مسکو (اوت ۱۹۹۱) استونی را از اتحاد شوروی خارج کردند. در سپتامبر ۱۹۹۱ شوروی استقلال استونی را به رسمیت شناخت.
💡 ترجمه: مانند تیر نوکتیزی که کماندار اِرِخشَ (آرش) پرتاب کرد، تیر تندرو، تندروترینِ آریاییها، از کوه اَیریو خشوثه به کوه خوَنوَنت.
💡 نگردد مانع شور جنون زخم زبان صائب کجا دامان سیل تندرو را خار و خس گیرد؟