تفوق. [ ت َ ف َوْ وُ ] ( ع مص ) فراخی نمودن در عیش. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || فواق فواق مکیدن بچه شیر را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || نوشیدن چیزی بعد چیزی. ( از اقرب الموارد ). || فواق به فواق دوشیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || انفاق کردن بر مهل. || ترفع بر قوم. ( از اقرب الموارد ). برتری نمودن. ( غیاث اللغات ). افزونی داشتن بر چیزی. ( آنندراج ). برتری و بالایی. ( ناظم الاطباء ).
(تَ فَ وُّ ) [ ع. ] (مص ل. ) برتری یافتن.
۱. برتری جستن.
۲. برتری یافتن، برتر و بالاتر شدن.
۳. برتری و بالایی.
برتری جستن، برتری یافتن، برتروبالاترشدن
۱ - ( مصدر ) برتری یافتن. ۲ - ( اسم ) برتری. جمع: تفوفات.
predominio
برتری یافتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و اما شجاعت شیر و پیل و دیگر حیوانات، اگرچه شبیه به شجاعت بود اما نه شجاعت بود، چه شیر به قوت و تفوق خود وثوق دارد و بر ظفر مشرف است، پس اقدام او به طبیعت غلبه و قدرت باشد نه به طبیعت شجاعت، باز آنکه در اغلب مقصود او از آلت مقاومت عاری باشد، و مثل او با فریسه مثل مبارزی تمام سلاح بود که قصد ضعیفی بی سلاح کند، بعد ما که آنچه شرط فضیلت است درو مفقود است.
💡 اما بروتوس به نیت دستکاری مسابقات به نفع رُم و بیش از آن تفوق جایگاه خودش، پا به عرصه مسابقات میگذارد تا از این طریق بر کرسی سزار و حکومت بر روم تکیه زند. لاجرم او تصمیم میگیرد تا به معاضدت معجونهای مخترع دیوانه دکترمابوس و زیردستش ویِلوردوس، موفق به پیروزی در مسابقات و کشتن سزار گردد.