لغت نامه دهخدا
تفوق. [ ت َ ف َوْ وُ ] ( ع مص ) فراخی نمودن در عیش. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || فواق فواق مکیدن بچه شیر را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || نوشیدن چیزی بعد چیزی. ( از اقرب الموارد ). || فواق به فواق دوشیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || انفاق کردن بر مهل. || ترفع بر قوم. ( از اقرب الموارد ). برتری نمودن. ( غیاث اللغات ). افزونی داشتن بر چیزی. ( آنندراج ). برتری و بالایی. ( ناظم الاطباء ).