تعبیر به معنای تفسیر یا توضیح دادن یک موضوع، مفهوم یا پدیده است و در زمینههای مختلفی مانند ادبیات، روانشناسی، هنر و حتی خوابدیدن به کار میرود.
تعبیر خواب: به معنای تحلیل و تفسیر خوابها و بیان معنا و پیامهای نهفته در آنها است. افراد معمولاً به دنبال درک احساسات، نگرانیها یا پیشبینیهای خود از طریق خوابهایشان هستند.
تعبیر ادبی: در ادبیات، این واژه به معنای تحلیل و تفسیر آثار ادبی، شعر و نثر است. در اینجا، تعبیر میتواند شامل بررسی نمادها، مضامین و احساسات موجود در متن باشد.
تعبیر در هنر: بیان احساسات و مفاهیم از طریق آثار هنری است که هنرمندان با استفاده از رنگ، فرم و تکنیکهای مختلف، پیامهای خاصی را به بیننده منتقل میکنند.
تعبیر. [ ت َ ] ( ع مص ) بیان کردن خواب را و آگاه کردن از انجام کار. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). بیان کردن وبیان نمودن معنی خواب و به لفظ کردن و نهادن و راندن و رفتن و زدن مستعمل. ( غیاث اللغات ). بیان خواب کردن و خبر دادن از مراد آن. ( آنندراج ). خواب گزاردن. ( دهار ). خواب گزاری کردن. ( نفایس الفنون ). ظاهر کردن معنای حقیقی رؤیاهای فوق الطبیعة. ( سفر پیدایش 41 کتاب دانیال 2:3 ) ( قاموس کتاب مقدس ). || علم تعبیر رؤیا، علمی است که از آن مناسبت بین تخیلات نفسانی و امور غیبی شناخته شود تا از نخستین به دومین انتقال یابند و بدان بر احوال نفسانی در خارج یا بر احوال خارجی در آفاق و منفعت بشری و انذار استدلال کنند بسبب آنچه در خواب دیده شده است. ( از کشف الظنون ). و رجوع به کشاف اصطلاحات الفنون شود:
ببینید گفتا که تعبیر چیست
چه سازیم او را و تدبیر چیست.فردوسی.بخواب دیدمی که من به زمین غور بودمی... و ایشان [ طاوس و خروس ] در زیر قبای من همی پریدندی... و تو هر چیز بدانی تعبیر این چیست ؟ ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 108 ).
پریشان می شوی حال دل عاشق چه میپرسی
نمی داند اجل تعبیر یک خواب پریشانش.خاقانی.الوداع ای کعبه کاینک هفته ای در خدمتت
عیش خوابی بوده و تعبیرش احزان آمده.خاقانی.همه حکما از تعبیر آن [ خواب ] فروماندند مگر درویشی. ( گلستان ). || تفسیر کردن سخن را. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). معنی را بگونه ٔالفاظ درآوردن. ( نفایس الفنون ). تفسیر و تأویل و بیان و توصیف و گزاره و گزارش. ( ناظم الاطباء ):
و جده ای بود مرا زنی پارسا و خویشتن دار و قرآن خوان و نبشتن دانست و تفسیر قرآن و تعبیر اخبار پیغامبر صلی اﷲ علیه و اله و سلم. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 106 ). کما شاهد فی الالواح العالیه صریحاً فلایحتاج الی تأویل و تعبیر. ( حکمت اشراق ص 237 ). || سخن از کسی یا از دل خود گفتن. || نمودن آنچه در دل باشد. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || استفسار نمودن غیری پس بیان کردن از او. || درگذشتن از آب و درگذرانیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). درگذشتن از آب.( از اقرب الموارد ). گذرانیدن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ):
پرس پرسان کین به چند و آن به چند
(تَ ) [ ع. ] (مص م. ) ۱ - به عبارتی مقصود خود را بیان کردن. ۲ - خواب را تفسیر کردن.
منظورومقصودخودرابعبارتی بیان کردن
۱ -( مصدر ) بعبارت آوردن بسخن آوردن بیان کردن. ۲ - خواب را تفسیر کردن خواب گزاردن. ۳ - شرح دادن. ۴ -( اسم ) بیان عبارت. ۵ - خوابگزاری. جمع: تعبیرات تعابیر.
💡 برداشتها از این سوره به نحوه تعبیر ضمیر «او» بستگی دارد؛ شخصی در بالاترین افق بود و کس دیگری به او نزدیک گردید و چیزی به او وحی شد. آن دسته از مسلمانانی که این آیات را مرتبط با معراج میدانند، به «بالاترین افق» استناد میکنند اما مخالفان «او» را جبرئیل میدانند. این آیات بسیار مبهم هستند اما اینطور که پیداست، به اولین «وحی» به محمد اشاره دارند زیرا در آن تأکید شده محمد آنچه دید را به درستی گزارش داد.
💡 عیان گردد به روز مرگ، چون بیدار خواهی شد نباشد حاجت تعبیر، خواب زندگانی را
💡 از منظر ابن عربی، هر چیزی که در عالَمِ مُلک پدیدار میشود پیش از اینکه در عالَمِ مُلک پدیدارشود، حقیقت و صورتی ثُبوتی در علمِ حضرت حق و در خیالِ ساحتِ وجود و در خیالِ جهان دارد که به آن "عینِ ثابته" گفته میشود. به طور خلاصه، میتوان چنین تعبیر کرد که عین ثابتۀ هرکس و هرچیز در واقع، صورت و حقیقتِ ملکوتیِ هرکس و هرچیز است.
💡 ناس در زبان عربی به معنی «مردم» است. مرتضی مطهری در کتاب آشنایی با قرآن، معنای واژهٔ «ناس» را «عموم مردم» دانسته و تعبیر آن را به «تودهٔ مردم» (افرادی از طبقهٔ محروم) نادرست دانستهاست.
💡 این استاد حوزه خاطرنشان کرد: به علت مقاومت او در مقابل شهوت مورد عنایت خداوند قرار گرفت و به عنوان خوابگزار به تعبیر خواب افراد پرداخت و باعث شد فردی نامدار در زمان خودش و تا به امروز شود.