بناور. [ ب ُ وَ ] ( ص مرکب ) هر چیز با ته و ریشه. || هرچیز عمیق و ژرف. ( ناظم الاطباء ).
بناور. [ ب ُ وَ ] ( اِ ) دمل. ( الابنیه عن حقایق الادویه ). دنبل که بعربی دمل گویند. ( شرفنامه منیری ). بمعنی دُمّل است که دمبل و دنبل هم گویند. ( فرهنگ شعوری ). دمل بزرگ باشد که بر بدن برآید و بعربی حبن خوانند. ( مجمع الفرس ) ( برهان ). دمبل بزرگ. ( انجمن آرای ناصری ). دنبل. ( زمخشری ). در برهان بفتح اول ضبط شده و گوید بضم اول هم آمده است. ( برهان ).
(بُ وَ ) (ص. ) ۱ - هر چیز ریشه دار. ۲ - عمیق، گود. ۳ - دُمل بزرگ و سخت.
۱. هر چیز ریشه دار، بیخ دار.
۲. گود، ژرف.
۳. (اسم ) دمل بزرگ و سخت.
( صفت ) ۱ - هرب چیز ریشه دار بیخ دار. ۲ - هر چیز ژرف عمیق گود.
هر چیز ریشه دار.
عمیق، گود.
دُمل بزرگ و سخت.
💡 پر آرم چه آرم بناورد گرز نمایم بدین پیره سر یال و برز
💡 دویست پیل در آن جنگ هر یکی کوهی بزیر پای بناورد خاک کرده حجر
💡 روی غرور نفس بناورد ورد شد خویش از نهیب او چو بیفسرد سرد شد
💡 بسی یک به دیگر درآویختند بسی خون بناورد گه ریختند
💡 موسی به عصار مار نمود و تو بناورد از رمح عصا شکل کنی صورت ثعبان
💡 چو کرد آن زبانی سپه را زبون نیامد بناورد او کس برون