سرپوشیده

سرپوشیده

واژه «سرپوشیده» در زبان فارسی به چیزی گفته می‌شود که دارای پوشش، سقف یا حفاظ باشد و بخش درونی آن از فضای بیرون جدا و محفوظ نگه داشته شود. این واژه معمولاً برای مکان‌ها، فضاها یا اشیایی به کار می‌رود که روی آن‌ها پوشیده شده و در معرض مستقیم هوا، نور، باران یا عوامل بیرونی قرار ندارند؛ مانند سالن سرپوشيده، بازار سرپوشيده یا استخر سرپوشيده. در معنای گسترده‌تر، این کلمه می‌تواند به هر موضوعی اشاره کند که پنهان، مخفی یا غیرآشکار نگه داشته شده باشد و حقیقت آن به‌صورت مستقیم بیان نشود. برای نمونه، وقتی گفته می‌شود سخنی «سرپوشیده» بیان شد، منظور این است که مطلب به‌طور غیرمستقیم، کنایه‌آمیز یا با احتیاط مطرح شده است. این واژه در ادبیات فارسی نیز کاربرد فراوانی دارد و گاهی برای نشان دادن راز، ابهام یا پوشیدگی مفاهیم به کار می‌رود. از نظر ساختاری، «سرپوشیده» از دو بخش «سر» و «پوشیده» تشکیل شده و مفهوم کلی آن چیزی است که روی آن پوشانده شده باشد. در زندگی روزمره، این واژه اغلب برای توصیف مکان‌هایی استفاده می‌شود که امکان استفاده از آن‌ها در همه فصل‌ها و شرایط آب‌وهوایی وجود دارد، زیرا از باد، باران و گرما محافظت می‌شوند. همچنین در گفتگوهای اجتماعی، گاهی افراد برای رعایت ادب، احتیاط یا جلوگیری از سوءتفاهم، موضوعی را به‌صورت سرپوشیده بیان می‌کنند تا مفهوم اصلی بدون صراحت کامل منتقل شود. بنابراین، این واژه هم معنای ظاهری و فیزیکی دارد و هم در معنای استعاری برای اشاره به پنهان بودن یا غیرمستقیم بودن مطالب و سخنان به کار می‌رود.

لغت نامه دهخدا

سرپوشیده. [ س َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) آنچه یا آنکه سر او پوشیده شده باشد. || سربسته. مبهم. مجمل. بدون شرح و تفصیل:
مشورت دارند سرپوشیده خوب
در کنایت با غلطافکن مشوب.مولوی ( مثنوی چ خاور ص 24 ). || ( اِ مرکب ) دوشیزه. ( غیاث ) ( آنندراج ). زن. دختر. مستوره. مخدره: و آنچه با وی بود و در سرپوشیدگان حرم بود در خزانه به حاجب سپرد. ( تاریخ بیهقی ). چون این بگفته باشی مردم او را از او دور کنی [ عبدوس ] مگر آن دو سرپوشیده را که بدو رها کنی. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 235 ). زنان و سرپوشیدگان را بر اینجا آوریم تا دل فارغ باشند. ( اسکندرنامه نسخه سعید نفیسی ). و ریشهاء سرپوشیدگان آبستن نیز بسبب بازگرفتن حیض، علاج دشخوار پذیرد. ( ذخیره خوارزمشاهی ). چه گردبرگرد خرگاه طواف کردن و با سرپوشیدگان در کله مصاف دادن کار لنگان و لوکان و بی فرهنگان است. ( مقامات حمیدی ). مراچنانکه باشد جوانان را، دل به سرپوشیده ای بازمی نگریست پس شبی آن زن پیغامی فرستاد. ( اسرار التوحید ). باهیچ سرپوشیده منشین اگرچه رابعه بود. ( تذکرة الاولیاء عطار ). آن سرپوشیده را خبر کردند کس فرستاد. ( تذکرة الاولیاء عطار ).
در آن محفل که مردان را کلاه از ترک سر باشد
ز سرپوشیدگان است آنکه با دستار میرقصد.صائب.|| حیاط مسقف. حیاط کوچک.

فرهنگ عمید

۱. زنی که چادر بر سر داشته باشد.
۲. (صفت مفعولی ) خانه و راهرو سقف دار، جایی که دارای سقف باشد.

فرهنگ فارسی

دوشیزه یا حیاط مسقف حیاط کوچک
( صفت ) ۱ - آنچه که سرش پوشیده و مستور است مقابل سرباز. ۲ - زنی که چادر بر سر داشته باشد. ۳ - جای مسقف: بازار سرپوشیده.

دانشنامه عمومی

سرپوشیده (ایذه). سرپوشیده یک منطقهٔ مسکونی در ایران است که در دهستان مرغا واقع شده است. براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، سرپوشیده ۴۲ نفر جمعیت دارد.

جمله سازی با سرپوشیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آتشم تیز مکن ورنه دهانم بگشا چند چون دیک کنم ناله سرپوشیده

💡 تاچه معنیست درین صورت پنهان کرده تا چه درست در این حقه سرپوشیده

💡 این مجموعه اولین پارک های تفریحی سرپوشیده شمال کشور محسوب می شود.

💡 یک سال دیگر هیچ نگفت. بعد از آن کاسه چوبین سرپوشیده بدو داد و گفت: از رود نیل بگذر، در فلان جایگاه پیری است. این کاسه بدو ده و هرچه با تو گوید یاد گیر.

مشیت یعنی چه؟
مشیت یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز