خیرخواه

لغت نامه دهخدا

خیرخواه. [ خ َ خوا / خا ] ( نف مرکب ) نیکوخواه. ( از آنندراج ) طالب و رغبت خوبی و نیکی. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(خِ یا خَ. خا ) [ ع - فا. ] (ص فا. ) آن که نیکی دیگران را خواهد، خیراندیش.

فرهنگ عمید

ویژگی آن که خیر و خوبی دیگران را می خواهد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه نیکی دیگران را خواهد خیراندیش.

ویکی واژه

آن که نیکی دیگران را خواهد، خیراندیش.

جمله سازی با خیرخواه

💡 دوم آنکه بر متعلم، مهربان و مشفق باشد و خیرخواهی او را ملاحظه نماید و او را نصیحتهای مشفقانه گوید و در تعلیم، به قدر فهم او اکتفا کند، و با نرمی و گشاده روئی با او سخن گوید و درشتی و غلظت با او نکند.

💡 اسماعیل آذری­ نژاد در سال 97 از طرف یک برنامۀ تلویزیونی ایرانی با عنوان «فرمول یک» جزو یازده گزینۀ چهرۀ مردمی سال انتخاب شد. هدف از این برنامه تقدیر از فعالان حوزه­ های فرهنگی و افرادی بوده است که در زمینۀ فعالیت­های خیرخواهانه فعالیت داشته­ اند.

💡 کن لباس خیرخواهی دربرت تا خیر بینی گرگدای ژنده پوشی ور‌ امیر تاجداری

💡 اشرف قندهاری بهادرزاده در سال ۱۳۰۴ خورشیدی در مشهد به دنیا آمد. وی در هشت سالگی به همراه خانواده به تهران مهاجرت کرد و پس از ازدواج در سن ۱۷ سالگی، فعالیت‌های خیرخواهانه اش را که از خانه پدری آغاز کرده بود ادامه داد. وی می‌گوید:

💡 هرکجا از که و مه جشنی و جوشی دیدند خیرخواهانه نمودند در آن خیل مقر