فرهنگ معین
( جمع آوری ) ( ~. وَ ) (حامص. ) ۱ - جمع کردن، گ رد کردن، فراهم آوردن. ۲ - پیش گیری از انتشار یا گسترش. ۳ - نظم دادن به چیزهای آشفته و در هم بر هم.
( جمع آوری ) ( ~. وَ ) (حامص. ) ۱ - جمع کردن، گ رد کردن، فراهم آوردن. ۲ - پیش گیری از انتشار یا گسترش. ۳ - نظم دادن به چیزهای آشفته و در هم بر هم.
جمع آوری
{collection} [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] در اصلاح نباتات، گردآوردی تمامی انواع زراعی و غیرزراعی یا غیراهلی یک گونۀ خاص برای مطالعه
در اصلاح نباتات، گردآوردی تمامی انواع زراعی و غیرزراعی یا غیراهلی یک گونۀ خاص برای مطالعه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فردریک دوم سوالاتی را برای او فرستاد و او جواب آنها را برای او ارسال کرد و آن را در رساله به نام المسائل الصقلیة جمعآوری کرد. در زمان وی نام او در اروپا معروف شد به حدی که پاپ واتیکان در زمان وی گفته بود که هیچیک از مسلمانان هم چون او در مورد خداوند دانا نیست. فلسفه او از مهمترین مباحث فلسفی در چارچوب دین شمرده میشود.
💡 هر که در گیتی گسست از ذکر تو مذکور شد ای خنک آنرا که تو ذکرش در آن جمعآوری
💡 پردازش زمانی است که دادهها و اطلاعات جمعآوری شده سازماندهی میشوند.
💡 مهدی طیب، از شاگردان مهم وی در جمعآوری کتاب مصباحالهدی نقش اصلی را داشته است.
💡 عراق در زمان صدام حسین از سلاحهای شیمیایی برای مقابله با مخالفان داخلی و جنگ با ایران استفاده کرد. از سال ۱۳۵۵، رژیم عراق با جمعآوری برخی از استادان دانشگاه و صرف بودجه به جمعآوری اطلاعات دربارهٔ سلاحهای شیمیایی ـ میکروبی و رادیواکتیو پرداخت و در هر سه زمینه، موفقیتهایی را به دست آورد.