جمعی
مترادفها
گروهی، اشتراکی، عمومی، همگانی
متضادها
انفرادی، شخصی، فردی
فرهنگ عمید
۱. مربوط به یک جمع، عمومی، همگانی: وظایف جمعی.
۲. [مجاز] ابواب جمعی.
ویکی واژه
collettivo
plurale
جمله سازی با جمعی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قرین طالع مسعود گشت چون مولود به مجمعی پی تاریک سال رفت سخن
💡 کرد عینالدوله جمعی را ز دانایان به بند چند تن را در کلات و اردبیل اندر فکند
💡 شهر هورگن در بخش هورگن در ایالت زوریخ در کشور سوئیس واقع شدهاست که ۱۷٬۶۰۰ نفر جمعیت دارد.
💡 کسی را میرسد جمعیت معنیکه چونکلکم به خاموشی ادا سازد سخنهای زبانی را
💡 گوشه چشمی فکن ای آفتاب و ذره وار جان ما جمعی پریشان در هوای خود ببین
💡 الین ۲۶٬۰۸۳ نفر جمعیت دارد و ۲۵۶ متر بالاتر از سطح دریا واقع شدهاست.