فرهنگ معین
(جَ ) [ ع. ] (اِ. ) یخ، شبنمی که یخ زده باشد.
(جَ یِّ ) [ ع. ] ۱ - واضح، آشکار. ۲ - حقیقت امر.
(جَ ) [ ع. ] (اِ. ) یخ، شبنمی که یخ زده باشد.
(جَ یِّ ) [ ع. ] ۱ - واضح، آشکار. ۲ - حقیقت امر.
۱. [مقابلِ خفیّة] واضح، آشکار.
۲. (اسم ) خبر مسلّم.
۳. (اسم ) حقیقت امر.
واضح و آشکار، خبریقین، حقیقت امر
۱- ( صفت ) مونث جلی. ۲- ( اسم ) حقیقت امر خبر یقینی.
موضعی است نزدیک وادی القری
یخ، شبنمی که یخ زده باشد.
واضح، آشکار.
حقیقت امر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و جاء رجل من الاعراب الی رسول اللَّه (ص) فقال انّی ارید ان اغزو و جئت استشیرک، فقال أ لک والدة؟ قال نعم ترکتها و هی باکیة، قال الزمها فانّ الجنّة عند رجلیها.
💡 ضحاک گفت: این در شأن عبد اللَّه ابی و اصحاب وی آمد که در رسول خدا ناپسند و ناسزا گفت: قال ابن عمر: رأیت عبد اللَّه بن ابی یشتد قدام رسول اللَّه و الحصی و الحجارة ینکب رجلیه یقول: یا رسول اللَّه إِنَّما کُنَّا نَخُوضُ وَ نَلْعَبُ، و النبی ص یقول: أَ بِاللَّهِ وَ آیاتِهِ وَ رَسُولِهِ کُنْتُمْ تَسْتَهْزِؤُنَ؟ ما یلتفت الیه و ما یزید علیه.
💡 و اگر مطالعه ملکوت و مشاهده ملایکه و هواتف و عرض افلاک و انجم ونفوس وملوک اشیا و عرش و کرسی بیند در سلوک صفات ملکی است و حصول صفات حمیده. و اگر در مشاهدات انوار غیبالغیب افتد و مکاشفات صفات الوهیت و الهامات و وحیها و اشارات و تجلیهای صفات ربوبیت در مقام تخلق است باخلاق رحمانی. از هر نوع شمهای نموده آمدباقی هم برین قیاس میکند.