لغت نامه دهخدا
جر و بحث. [ ج َرْ رُ ب َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) مجادله سخت در گفتار. مجادله. درازی و اطاله سخن و دلیل. ( از یادداشت مؤلف ). و با شدن و کردن صرف میشود.
جر و بحث. [ ج َرْ رُ ب َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) مجادله سخت در گفتار. مجادله. درازی و اطاله سخن و دلیل. ( از یادداشت مؤلف ). و با شدن و کردن صرف میشود.
مجادله سخت در گفتار مجادله درازی و اطاله سخن و دلیل و با شدن و کردن صرف میشود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امینم در تاریخ ۳ ژوئن سال ۲۰۰۰ در فروشگاه سختافزار اتومبیل واقع در رویال اوک میشیگان دستگیر شد. علت این دستگیری جروبحث و درگیری با داگلاس ویل و کشیدن اسلحه خالی بر روی او بود. روز بعد در وارن میشیگان او ادعا کرد که همسر خود را در حال بوسیدن «جان گارنا» در پارکینگ کافه هات راک دیده و سپس او را مورد ضرب و شتم قرار دادهاست.