ثول

لغت نامه دهخدا

ثول. [ ث َ] ( ع اِ ) گروه زنبوران عسل. ( واحد از لفظ خود ندارد ). || نر از زنبور عسل. || خانه زنبوران عسل. || شوره درخت. || نره شتر. || غلاف نره شتر. ج، اثوال.
ثول. [ث َ ] ( ع مص ) احمق گردیدن. || دیوانه شدن گرفتن. || ثولاء شدن گوسفند و آن استرخائی است در اعضای گوسفند یا دیوانگی گوسفند که چون بدو عارض شود تبعیت گوسفندان گذارد و تنها چرد. || ثول وعاء؛ ریختن همه آنچه را که در خنور بود.
ثول. [ ث ُ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ أثول.

فرهنگ معین

(ثَ ) [ ع. ] (مص ل. ) احمق شدن، دیوانه شدن.

فرهنگ فارسی

جمع اثول

دانشنامه عمومی

ثول ( به عربی: ثول ) یک منطقهٔ مسکونی در عربستان سعودی است که در استان مکه واقع شده است.
ثول ۱ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.

ویکی واژه

احمق شدن، دیوانه شدن.

جمله سازی با ثول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به نام زشت و نکو روزگار ممثول است چنان بزی که به نام نکو زند مثلت

💡 ارسطو نیز در کتاب خود موسوم به اثولوجیا گفته است که در ورای این جهان آسمان و زمین و دریا و حیوانات و نباتات و انسان هائی آسمانی وجود دارد.

💡 از این کتاب نسخهٔ مفصل‌تری نیز موجود است که شاید توسط اسماعیلیان تولید شده باشد. این نسخه مبدأ ترجمهٔ لاتین اثولوجیا در قرن شانزدهم بوده است. غیاث‌الدین دشتکی بر اثولوجیا مقدمه‌ای نوشته است و ملاصدرا و قاضی سعید قمی بر آن شروحی نوشته‌اند.

💡 مثل زاهد و زنگی و مناجات و کلیم وصف حال است به ممثول غلو نشماری

💡 غایت ممثول ماست این مثل سر به مهر آری مقدور را قدرت ادراک نیست

سرزمین یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز