فرهنگ معین
( ~. ) [ ع - فا. ] (حامص. ) توانگری.
( ~. ) [ ع - فا. ] (حامص. ) توانگری.
دارایی مالداری توانگری.
توانگ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گوادالوپ براچو پرز-گاویلان یکی از یازده فرزند خولیو براچو زولوآگا، متولد دورانگو، صاحب زمین و کارخانه نساجی ثروتمندی بود که تمام دارایی خود را در جریان انقلاب مکزیک از دست داد. یکی از برادران او کارگردان فیلم جولیو براچو بود. پسر عموی او بازیگران هالیوود رامون نوارو و دلورز دل ریو بودند.
💡 یک زن پلیس که به بیماری مازوخیسم دچار شده است سعی میکند مشکلاتش را از همسرش که او هم پلیس است، مخفی کند. در همین حین درگیری ماجرای دزدی زن ثروتمندی به وسیله یک تبهکار معروف میشود و…