فرهنگ معین
( ~. قَ دَ ) [ ع. ] (ص مر. ) ۱ - پابرجا، متین. ۲ - ثابت رای.
( ~. قَ دَ ) [ ع. ] (ص مر. ) ۱ - پابرجا، متین. ۲ - ثابت رای.
ویژگی کسی که در تصمیم خود پابرجا و استوار است، ثابت عزم.
( صفت ) آنکه یا آنچه با فشار و زور از جا نجنبد پا برجا متین استوار. ۲- ثابت عزم ثابت رای.
پابرجا، متین.
ثابت رای.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جعفر شه صادق لقب مجموعه علم و ادب کاندر رواج دین رب آمد بحق ثابت قدم
💡 عاشق ثابت قدم، پروانه را دیدم که او باخت جان در عشق و روی، از شمع تابان بر نتافت
💡 آنکه همچون نقطۀ مرکز بود ثابت قدم کی نهد پا از محیط صبر بیرون این چنین؟
💡 من به اجرای برنامههای اِسلیپنات ادامه میدهم تا زمانی که بدن و صدایم از پس آن بربیاید، اما میخواهم با گروه انفرادیام هم باشم، من عاشق ساختن موسیقی خارج از اِسلیپنات هستم، اما فعلاً ما ثابت قدم خواهیم ماند.
💡 از آن سوی دریای بزرگ به سرزمین میانی آمدهام. در این مکان ثابت قدم میمانم، من و خاندانم تا پایان جهان
💡 هر که در آزادگی ثابت قدم شد، می کند چون صنوبر صد دل بی تاب را گردآوری