ثابت قدم
مترادفها
استوار، پابرجا، مصمم
متضادها
متزلزل، مردد
فرهنگ معین
( ~. قَ دَ ) [ ع. ] (ص مر. ) ۱ - پابرجا، متین. ۲ - ثابت رای.
فرهنگ عمید
ویژگی کسی که در تصمیم خود پابرجا و استوار است، ثابت عزم.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه یا آنچه با فشار و زور از جا نجنبد پا برجا متین استوار. ۲- ثابت عزم ثابت رای.
ویکی واژه
پابرجا، متین.
ثابت رای.
جمله سازی با ثابت قدم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جعفر شه صادق لقب مجموعه علم و ادب کاندر رواج دین رب آمد بحق ثابت قدم
💡 عاشق ثابت قدم، پروانه را دیدم که او باخت جان در عشق و روی، از شمع تابان بر نتافت
💡 آنکه همچون نقطۀ مرکز بود ثابت قدم کی نهد پا از محیط صبر بیرون این چنین؟
💡 من به اجرای برنامههای اِسلیپنات ادامه میدهم تا زمانی که بدن و صدایم از پس آن بربیاید، اما میخواهم با گروه انفرادیام هم باشم، من عاشق ساختن موسیقی خارج از اِسلیپنات هستم، اما فعلاً ما ثابت قدم خواهیم ماند.
💡 از آن سوی دریای بزرگ به سرزمین میانی آمدهام. در این مکان ثابت قدم میمانم، من و خاندانم تا پایان جهان
💡 هر که در آزادگی ثابت قدم شد، می کند چون صنوبر صد دل بی تاب را گردآوری