توقی

لغت نامه دهخدا

توقی.[ ت َ وَق ْ قی ] ( ع مص ) ( از «وق ی » ) حذر کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( دهار ). پرهیز کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). حذر کردن و ترسیدن. ( از اقرب الموارد ). خود را نگاه داشتن از چیزی. ( آنندراج ). نگهبانی. ( غیاث اللغات ). پرهیز کردن. اتقاء. تجنب. اجتناب. ( از یادداشتهای مرحوم دهخدا ): و گلشن معانی را از خار و خاشاک خلاف، توقی و تصون واجب بیند. ( سندبادنامه ص 63 ). رجوع به توقیت شود.

فرهنگ معین

(تَ وَ قّی ) [ ع. ] (مص ل. ) پرهیزکردن، خود را حفظ کردن.

فرهنگ عمید

۱. پرهیز کردن.
۲. خود را حفظ و نگه داری کردن.

فرهنگ فارسی

۱ - ( مصدر ) نگاه داشتن پرهیزکردن خویشتن داشتن. ۲ - ( اسم ) نگهداری نگهداشت خویشتن داری.

ویکی واژه

پرهیزکردن، خود را حفظ کردن.

جمله سازی با توقی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در سال ۱۳۵۸ هفته‌نامهٔ کتاب جمعه با سردبیری احمد شاملو و مدیریت عسکری پاشایی منتشر می‌شود. انتشار این هفته‌نامه پس از ۳۶ شماره توقیف می‌شود.

💡 او در فیلم توقیف شده محسن مخملباف به نام شب‌های زاینده‌رود در سال ۱۳۶۹ نقش آفرینی نمود.

💡 سحر در نامه «شوری » چنین خواندم بتوقیعی که والا حضرتش فرمود بر فرماندهان اعلان

💡 فیلم در سال ۱۳۶۱ فقط اجازهٔ نمایش در جشنواره فیلم فجر را پیدا کرد و بعد از آن توقیف بود و در زمان حیات علی حاتمی اجازهٔ نمایش پیدا نکرد. سرانجام در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۳۷۷ به نمایش عمومی درآمد.

💡 جواب داد که هست آن دوات صدر عجم که می‌نهد گه توقیع پیش خویش اندر

سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
دومین یعنی چه؟
دومین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز