توشه بر

فرهنگستان زبان و ادب

{van} [حمل ونقل ریلی] واگنی که به قطار مسافری وصل شود و توشۀ مسافر را حمل کند

جمله سازی با توشه بر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ره بس دور است توشه بردار و برو فارغ منشین تمام کن کار برو

💡 به وادیی که منم، توشه بر میان بستن کمر به رشتهٔ زنّار‌بستن است مرا

💡 توشه بردارید از دیدارها خوان دعا در گوش گوهر بارها

💡 ز فکر بیش وکم رزق دل مخور صائب که راه طی شود و توشه بر کمر ماند

💡 ازین جا توشه بر کانجا علف نیست در اینجا جو که آنجا جز صدف نیست

💡 توشه بردی برای پیری چند دست بگرفتی ازفقیری چند

💡 در متون ادبی و عرفانی، همیشه از اهمیت توشه بر کردن برای سفر ابدی و آماده شدن برای مواجهه با معاد پس از مرگ صحبت شده است.

💡 او در تمام طول زندگی خود تلاش کرد تا توشه بر نیکوکاری و اعمال صالح کند تا در روزهای سخت زندگی از آن بهره‌مند شود.

💡 سفر به مناطق بسیار دوردست نیازمند دقت در انتخاب وسایل است تا مسافر بتواند توشه بر کافی برای مدت زمان طولانی سفر خود فراهم آورد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران