فرهنگستان زبان و ادب
{van} [حمل ونقل ریلی] واگنی که به قطار مسافری وصل شود و توشۀ مسافر را حمل کند
{van} [حمل ونقل ریلی] واگنی که به قطار مسافری وصل شود و توشۀ مسافر را حمل کند
💡 ره بس دور است توشه بردار و برو فارغ منشین تمام کن کار برو
💡 به وادیی که منم، توشه بر میان بستن کمر به رشتهٔ زنّاربستن است مرا
💡 توشه بردارید از دیدارها خوان دعا در گوش گوهر بارها
💡 ز فکر بیش وکم رزق دل مخور صائب که راه طی شود و توشه بر کمر ماند
💡 ازین جا توشه بر کانجا علف نیست در اینجا جو که آنجا جز صدف نیست
💡 توشه بردی برای پیری چند دست بگرفتی ازفقیری چند