تنیده. [ ت َ دَ/ دِ ] ( ن مف / نف ) بافته و بافته شده. ( ناظم الاطباء ). از تنیدن، منسوج. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). اسم مفعول از تنیدن. ( حاشیه برهان چ معین ):
باکاروان حله برفتم ز سیستان
با حله تنیده ز دل بافته ز جان.فرخی.ز بالا فزون است ریشش رشی
تنیده در او خانه صد دیوپای.معروفی ( از یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).تو همچو عنکبوتی و حال جهان مگس
چون عنکبوت گرد مگس برتنیده گیر.سعدی.|| خاموش گردیده. ( برهان ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). خاموش شده. ( ناظم الاطباء ). || ( اِ ) تار عنکبوت. ( صحاح الفرس از یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). پرده عنکبوت. || نورد جولاهگان. ( ناظم الاطباء ).
(تَ دِ ) (ص مف. ) بافته، منسوج.
۱. بافته شده.
۲. (زیست شناسی ) = تار۱ * تار عنکبوت
۱- ( اسم ) بافته منسوج. ۲ - ( اسم ) پرد. عکنبوت تار عنکبوت.
💡 جولاهه کی باشد که دهی سطنت او را؟! پا در چه اندیشه و سودا بتنیده
💡 این کنسرسیوم دومین کارخانهٔ بزرگ خودروسازی در آلمان آن زمان بود. لوگوی این شرکت نیز، چهار حلقهٔ در هم تنیده در نظر گرفته شد، تا نمادی برای همکاری و پیوستگی چهار خودروسازی باشد، که این کنسرسیوم را شکل میدادند.
💡 من بیدل اینقدر از جنون به خیال هرزه تنیدهام رقم جریدهٔ مدعا غلط است اگر نکنم غلط
💡 شغل بایگانیست نیز غالباً از مشاغل مدیر سوابق متمایز میشود، اگرچه در این مورد، تمایز کمتر مطلق است: بایگانی غالباً مربوط به پروندههایی است که شایسته حفظ دائمی هستند، در حالی که مدیر سوابق بیشتر به سوابق دارای اهمیت اداری فعلی اهمیت میدهد. به همین دلیل، وظایف موقعیت برای هر شغل میتواند به راحتی در هم تنیده شود، به ویژه اگر هر دو شغل در یک مؤسسه حضور داشته باشند.
💡 ز بس نظارگیان درتنیده یک به دگر ببسته راه شد آمد، به عابران سبیل
💡 کتاب از کاخهای شاه تا زندانهای سیبری که در سال ۱۳۸۸ خورشیدی توسط سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران به چاپ رسیده، مستندی است از زندگانی دکتر غلامحسین بیگدلی که با وقایع سالهای ۲۵-۱۳۲۴ خورشیدی درهم تنیده شده است.