تنائی

لغت نامه دهخدا

تنائی. [ ت َ ] ( ع مص ) دور شدن. ( زوزنی ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با تنائی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نیز از همان کتاب است: مردی ابوذر را ناسزا گفت: ابوذر پاسخش داد: ای فلان، میان من و بهشت گریوه ای است که اگر از آن بگذشتن توانم، مرا بگفته ی تو اعتنائی نیست. و اگر از آن گذشتن نتوانم، شایسته ی بدتر از اینم که مرا گفتی.

💡 بدین ترتیب نشانه پایان دوره تنائیم ( معلمان ) و آغاز دوره آمورائیم ( مفسران )، نوشته شدن کتاب میشنا است. البته کتاب های دیگری هم در این دوره نگاشته شده ولی چون میشنا مورد اقبال عمومی قرار گرفته، این جایگاه را پیدا کرده است.

💡 تمامی سوره های قرآن را که در آغازش حروف ا، ل و م بود گرد کردند و مراد حاصلشان نشد. بین نویسندگان اما جوانی بود که بدو اعتنائی نمی کردند.

💡 و از آن بلیات خلاصی داد و از آن بیماری ها بسلامت داشت و آن رنجهای متراکم از او دور کرد و انواع نعمتهای بلیغ و اقسام بزرگداشت ها بوی ارزانی داشت و وی از سپاسگزاریش رو برگرداند و از حمدش خودداری کند و به نعمتهائی که آن پادشاه بوی ارزانی داشته و بخششهائی که بوی کرده اعتنائی نکند.

💡 ایشان اما اعتنائی نکردند تا این که سرما رسید و زراعت ایشان تباه کرد. از آن رو، آن روزها را ایام عجوز یا بردالعجوز گویند.

💡 هفته و ماه آنجا کس نپوید بل ماه و سالی مگس نپرد. مشتی ماش و ارزان دارد و نانی تا رفع خرمن فرش کاشانه را پلاسی هست و سرب یاران خانه را کرباسی، اهالی مرز را نیز از عوالی تا ادانی بر وجه تفقد اعتنائی می رود و از پاس تودد امتناعی نیست، بیت:

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز