لغت نامه دهخدا
تفصیلی. [ ت َ ] ( ص نسبی ) مقابل اجمالی. منسوب به تفصیل. مشروح. مفصل. به تفصیل.
تفصیلی. [ ت َ ] ( ص نسبی ) مقابل اجمالی. منسوب به تفصیل. مشروح. مفصل. به تفصیل.
(تَ ) [ ع - فا. ] (ص. ) مفصل، مشروح.
مقابل اجمالی
مفصل، مشروح.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حضور حداقل سه میلیون معترض در این راهپیمایی، در «بیانیهٔ تفصیلی جبههٔ مشارکت در پاسخ به کیفرخواست دادستان معزول تهران» نیز ذکر شد.
💡 کمترین دست بدعا برداشته متوسل ببواطن اجداد طاهرین هستم و از فخر و شعف در پیراهن نمیگنجم. این چاپار بتعجیل روانه شد که خبر ورود ایلچی را بشما برساند، فرصت نیست که تفصیلی در جواب مطالب مرقومه خداوندگار داده شود.
💡 و اما معالجه تفصیلی آن، این است که تفحص کند از آنچه سبب عجب او شده و چاره آن را کند، به نوعی که مذکور می شود.
💡 لسانی به مطالعه تاریخ و جغرافیای تفصیلی ایران و چهان پرداخت. در اواخر دهه ۱۲۹۰ در روزنامههای وطن و حقیقت مینوشت. سرمقالههای تند او پس از کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ در حقیقت به توقیف این روزنامه انجامید.
💡 فعالیتهای گرایش برنامهریزی شهری عموماً در خصوص تهیه طرحهای جامع یا تفصیلی شهرها و تهیه طرحهای توسعه شهرها در راستای اهداف اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی هر شهر یا منطقه میباشد. زمینههای کاری این گرایش مشابه گرایش طراحی شهری است.
💡 کتاب، در انتها، دارای هفت فهرست است که عبارتند از: فهرست آیات و احادیث نبویه، فهرست اعلام، فهرست اصطلاحات منطقی، فهرست اصطلاحات فلسفی، فهرست اصطلاحات عرفانی، فهرست مصادر تحقیق و فهرست مواضع تفصیلی.