لغت نامه دهخدا
تغ. [ ت َغ غ ] ( اِ ) آواز خوردن تخته به تخته ای یا چیز دیگر. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). || آواز ترقه یا چاشنی که کم و خفیف باشد. ( یادداشت ایضاً ).
تغ. [ ت َغ غ ] ( اِ ) آواز خوردن تخته به تخته ای یا چیز دیگر. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). || آواز ترقه یا چاشنی که کم و خفیف باشد. ( یادداشت ایضاً ).
آواز خوردن تخته به تخته یا چیز دیگر
تغ ( به ارمنی: Տեղ ) یک سکونتگاه مسکونی در ارمنستان است که در استان سیونیک واقع شده است. در کیلومتری جنوب کاپان، مرکز استان سیونیک واقع شده است.
تغ ۲٬۴۴۳ نفر جمعیت دارد و در ارتفاع متر بالاتر از سطح دریا قرار گرفته است.
معادل تیغ در زبان فارسی، اما در گذشته به شمشیر، خنجر، یا کارد نیز اطلاق میشده. تیه. تیغه.
تُغْ:در گویش گنابادی یعنی تپق زدن، گردفتگی صدا
💡 از هواداران ما و تو چو مستغنی است یار ای رقیب این چاپلوسی و لوندی تا به کی
💡 گرچه خون تو به شمشیر تغافل ریزد شرط عشق است که شرمنده قاتل باشی
💡 تا به کی عصیان؟ نوای توبه ای هم ساز کن گرچه عفوش گوش بر آواز استغفار نیست
💡 او را چه از شکایت و شکر جهانیان مستغنی و غنی است ز نفرین و آفرین
💡 در ۱۹۸۴، این انجمن نام خود را به آکادمی پزشکی محیط زیست آمریکا تغییر داد.