رگ بندی

لغت نامه دهخدا

رگ بندی. [ رَ ب َ ] ( حامص مرکب ) بستن رگ نشترخورده به وسیله دستمال و پارچه و امثال آنها.

فرهنگ فارسی

بستن رگ نشتر خورده بوسیله دستمال و پارچه و امثال آنها

فرهنگستان زبان و ادب

{venation} [زیست شناسی- علوم گیاهی] مجموعه ای از انشعاب های رگبرگ های یک برگ یا اندام های همساخت

جمله سازی با رگ بندی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر سری را باز سیصد بند گوناگون چنانک زیر هر بندی ازو یک مشت مشک اذفر است

💡 بیش از اجل نبیند روی خلاص و رستن در گردنی، که بندی از دام عشق باشد

💡 بسترهای سیال را بر اساس رفتار جریان در آنها می توان به دسته بندی های زیر تقسیم کرد:

💡 نکشم منت دربان، ندهم زحمت حاجب دانم آن در که تو بندی دگرم کس نگشاید

💡 ز کار عشق هیهات است آرد عقل سر بیرون که هر موجی ازین دریا بود بر ناخدا بندی

چارتخم یعنی چه؟
چارتخم یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز