چاشنی

چاشنی

این واژه در زمینه‌های مختلفی کاربرد دارد و می‌تواند معانی زیر را داشته باشد:

در آشپزی: 

چاشنی به موادی مانند نمک، فلفل، ادویه‌ها، سس‌ها و دیگر افزودنی‌ها اشاره دارد که به غذاها اضافه می‌شوند تا طعم و عطر آن‌ها را تغییر دهند یا تقویت کنند. به عنوان مثال، زعفران، دارچین، سس سویا و سرکه از جمله چاشنی‌های رایج در آشپزی هستند.

مقداری از غذا برای مزه کردن: 

در این معنا، این واژه به مقداری از غذا اشاره دارد که به منظور چشیدن و مزه کردن آن استفاده می‌شود. این مفهوم می‌تواند به نمونه‌ای از یک غذا یا ماده غذایی اشاره داشته باشد که برای ارزیابی طعم یا کیفیت آن به کار می‌رود. به عنوان مثال، ممکن است یک قاشق کوچک از خوراکی به عنوان چاشنی برای تست طعم غذا استفاده شود.

ماده قابل اشتعال: 

در این زمینه، چاشنی به موادی اشاره دارد که به عنوان ماده‌ای قابل اشتعال به فشنگ‌ها یا مواد منفجره متصل می‌شود. این مواد به‌عنوان یک منبع انرژی اولیه عمل می‌کنند که با ایجاد یک انفجار کوچک، ماده منفجره اصلی را فعال می‌کنند.

لغت نامه دهخدا

چاشنی. ( اِ ) اندکی از طعام و شراب را گویند که از برای تمییزکردن بچشند. ( برهان ). اندک چیزی از شراب و طعام است. ( آنندراج ) ( غیاث ). اندکی از طعام و شراب که قبلاً چشند تا مسموم بودن یا نبودن آن دانسته شود. مقدار اندک از غذا که برای آزمودن طعم آن بچشند.

فرهنگ معین

[ په. ] (اِ. ) ۱ - مقداری از غذا که برای مزه کردن، بچشند. ۲ - مقدار ترشی که به غذا می زنند. ۳ - مادة قابل اشتعالی که به فشنگ یا هر مواد منفجره ای وصل کنند.

فرهنگ عمید

۱. شیرینی.
۲. چیزی که فقط به اندازۀ چشیدن باشد.
۳. مقدار کمی ترشی، از قبیل سرکه، آبغوره، یا رب انار که به خوراک بزنند.
۴. کلاهک فلزی که در آن مقدار کمی مادۀ قابل انفجار وجود دارد و در ته فشنگ قرار میدهند یا در سر پستانک تفنگ های سرپر برای آتش کردن تفنگ میگذارند.
۵. [قدیمی] مزه.
۶. [قدیمی] اندکی از خوراک که برای مزه کردن بچشند.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱- چیزی که بانداز. چشیدن باشد آن قدر از خوراک که برای مزه کردن بجشند مزه. ۲- مقداری اندک ترشی مانند آب غوره سرکه و رب انار که بخوراک زنند. ۳- کلاهک فلزی که در ته مقداری اندک ماد. قابل انفجار تعبیه شده و آنرا در ته فشنگ یا در تفنگهای سر پر برای آتش کردن تفنگ بکار برند. ۴- نمودار نمونه. ۵- مزه. یا چاشنی دل.سخنان لطیف و دلکش.

فرهنگستان زبان و ادب

{condiment} [علوم و فنّاوری غذا] ترکیباتی که معمولاً برای طعم دادن به غذا در هنگام مصرف به آن افزوده می شود

دانشنامه آزاد فارسی

چاشنی (percussion cap)
ماده ای که سبب انفجار مادۀ منفجرۀ اصلی می شود. تا قرن ۱۹، سلاح های گرم، مانند تفنگ های چخماقی و تفنگ های سرپر، تابع محدودیت های خرج گذاری و شلیک بودند. پس از هر بار شلیک، می بایست تفنگ را تمیز می کردند و دوباره باروت و ساچمه و گلولۀ نمدی در آن می ریختند تا بتوانند یک بار دیگر شلیک کنند. با پیدایش چاشنی در قرن ۱۹ و ابداع فشنگ درپی آن، زمان لازم برای شلیک مجدد کاهش یافت. در دهۀ ۱۸۳۰، ساموئل کلت۱، مخترع امریکایی، سلاحی گردان اختراع کرد که در آن از چاشنی استفاده شده بود. در دوران جنگ داخلی امریکا (۱۸۶۱ـ۱۸۶۵)، ارتش جنوبی ها مسلسلی را به کار گرفت که با دست می چرخید و می توانست در هر دقیقه، از یک لوله، ۶۵ گلوله شلیک کند.Samuel Colt

جملاتی از کلمه چاشنی

چون لب میگون بیالاید ز می چاشنی از لعل او قندی بخواه
از لب روح بخش تو آب زلال میچکد بو که بکام دل چشم چاشنی زلال تو
«آش شولی» غذایی سنتی و از محبوب‌ترین غذاهای استان کرمان است که در حین سادگی تهیه آن، خوشمزه می‌باشد. در اصل چاشنی این آش خوشمزه، سرکه است ولی بعضی‌ها با چاشنی رب انار نیز میل می‌کنند.
چاشنی از خوی بی دریغ تو باشد لعل نمک سا، تبسم شکرین را
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم