تراو

لغت نامه دهخدا

تراو. [ ت َ ] ( اِ ) بمعنی تراوش است که از تراویدن و ترشح کردن باشد. ( برهان ). ترشح و تراوش. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تراوش و تراویدن و تَراب شود.
تراو. [ تْرا / ت ِ وِ ] ( اِخ ) رودی در شمال آلمان که از لوبک می گذرد و وارد دریای بالتیک می شود و 112هزار گز طول دارد.

فرهنگ فارسی

پیر ژنرال فرانسه که بسال ۱۷۶۷ در پولینی متولد شد و در جنگ وانده معروف گشت و در سال ۱۸۳۶ درگذشت.

دانشنامه عمومی

تراو ( انگلیسی: Truvo ) شرکت تبلیغات بلژیکی است، که در سال ۲۰۰۰ تأسیس شد.

جمله سازی با تراو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 می تراود بوسه زان لبهای نو خط بی طلب میوه چون شد پخته، ممکن نیست خودداری کند

💡 می کند گریه تراوش از دل من بی خواست نیست در دست من این رشته که کوتاه کنم

💡 از باشگاه‌هایی که در آن بازی کرده‌است می‌توان به باشگاه فوتبال ماینتس ۰۵، باشگاه فوتبال اسپارتا پراگ، باشگاه فوتبال کپنهاگن، و باشگاه فوتبال بانیک استراوا اشاره کرد.

💡 الکساندر یاکوولویچ آسکولدوف (روسی: Александр Яковлевич Аскольдов؛ ‏ ۱۷ ژوئن ۱۹۳۲ – ۲۱ مهٔ ۲۰۱۸) کارگردان فیلم اهل اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بود. وی دانش‌آموختهٔ دانشگاه دولتی مسکو بود و کارگردانی را از لئونید تراوبرگ آموخت.

💡 ارمیاس اشتراوخ در جنوب ارمنستان، جنوب آذربایجان، شمال شرق ایران و شمال شرق ترکیه یافت می‌شود.