بوسلیمان
لغت نامه دهخدا
بوسلیمان. [ س ُ ل َ ] ( اِ مرکب ) رجوع به ابوسلیمان شود.
فرهنگ معین
(سُ لَ ) [ ع. ] ( اِ. )هُدهُد، مرغ سلیمان.
فرهنگ فارسی
( اسم ) مرغ سلیمان هدهد.
ویکی واژه
هُدهُد، مرغ سلیمان.
جمله سازی با بوسلیمان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این سخن را به بوسلیمان رسانیدند. گفت: سبحان الله! این چگونه سخنی است که ما دیدیم، که از خوف تقوی و صوم و صلوة و اعمال دیگر میخیزد و از رجا نخیزد. پس چگونه روشنتر بود؟
💡 ابوسلیمان دارانی گوید که هر که بشب نیکوئی کند به روزش مکافات کنند و هر که به روز نیکوئی کند بشبش مکافات کنند، و هر که بصدق، شهوتی دست بدارد مؤنت آن او را کفایت کنند و خدای کریم تر از آنست که عذاب کند دلی را که برای حق از شهوتی دست بداشت.
💡 و از ایشان بود ابوعلی احمدبن عاصم الاَنْطاکی از اقران بشربن الحارث بود و سَری و حارث محاسبی را دیده بود و ابوسلیمان دارانی او را جاسوس القلوب خواندی از تیزی فراست وی.
💡 ابوسلیمان یحیی بن یَعمَر وشقی نحوی بصری عَدوانی (؟ - ۷۴۶م) زبانشناس، محدث و تابعی بود. یزید بن مُهَلَّب او را به قضاوت خراسان گماشت و به یکباره برکنار کرد. او در تبعید در خراسان بهروزگار مروان بن محمد درگذشت.
💡 مدارس و مساجد تاریخی چون مدرسه حضرت ابن یمین شبرغانی، مدرسه دینی ابوسلیمان جوزجانی، مسجد و مدرسه ده عزیزان ولسوالی خانقاه و زیارت عَلَم لیک بابا درولسوالی منگجیک از اماکن دینی است که پیشینههای علمی وفرهنگی مردم جوزجان را بیان میکند.