دیت

دیت به عنوان یک مفهوم کلیدی در دنیای امروز، به مجموعه‌ای از اطلاعات و داده‌ها اطلاق می‌شود که می‌توانند در تجزیه و تحلیل‌های مختلف مورد استفاده قرار گیرند. این اطلاعات ممکن است از منابع گوناگونی مانند اینترنت، سیستم‌های اطلاعاتی، و پایگاه‌های داده استخراج شوند و به صورت عددی، متنی یا تصویری باشند. اهمیت دیتا در عصر دیجیتال به قدری افزایش یافته است که بسیاری از سازمان‌ها و شرکت‌ها برای بهینه‌سازی عملکرد خود و اتخاذ تصمیمات هوشمندانه‌تر، به جمع‌آوری و پردازش آن روی آورده‌اند. با توجه به رقابت فزاینده در بازارهای جهانی، تحلیل دقیق داده‌ها به کسب و کارها کمک می‌کند تا روندهای بازار را شناسایی کرده و نیازهای مشتریان را بهتر درک کنند. از طرفی، درک و استفاده صحیح از دیتا می‌تواند به بهبود فرآیندهای داخلی سازمان‌ها، افزایش بهره‌وری و در نهایت ارتقاء کیفیت خدمات منجر شود. به همین دلیل، سرمایه‌گذاری در فناوری‌های مرتبط با داده‌ها و آموزش کارکنان در این زمینه، از جمله اقداماتی است که می‌تواند به موفقیت یک سازمان کمک کند. در نهایت، با توجه به رشد روزافزون اطلاعات و تکنولوژی، ضرورت مدیریت موثر و اخلاقی دیتا بیش از پیش احساس می‌شود، چرا که این موضوع نه تنها بر عملکرد سازمان‌ها بلکه بر حریم خصوصی و امنیت کاربران نیز تأثیرگذار است.

لغت نامه دهخدا

دیت. [ ی ِ ] ( اِ ) در تاریخ آلمان به معنی مجلس یا انجمن شور یا قانونگذاری است و منشاء آن جلساتی بود از مالکین و اتباع آزاد که امرا آنها را برای بحث در مخارج دربار خود احضار میکردند و «دیت امپراطوری » یعنی دیت امپراطوری مقدس روم که به آلمانی «رایشتاگ » خوانده میشد. بعضی دیگر از مجالس مقننه از جمله مجالس مقننه ٔلهستان، مجارستان، بوهم، ممالک اسکاندیناوی و ژاپن نیز دیت نامیده شده اند. ( از دائرة المعارف فارسی ).
دیت. [ ی َ ] ( ع اِ ) مأخوذ از دیة تازی بمعنی خونبها و آن در شرع ده هزار درهم است. دیت را فارسیان بمعنی مطلق جرمانه نیز آرند. ( از غیاث ). دیة خونبها. ( زمخشری ) آنچه واجب آید در کشتن. ج، دیات. تاوان. ( یادداشت مؤلف ). عَقل. غیرَة. مَعقُلَة. نَذَر. اعتقال؛ دیت گرفتن. عقل؛ دیت پذیرفتن. عقل؛ دیت دادن ( کشته را ). شَنَق؛ دیت جراحات.

فرهنگ معین

(دِ یَ ) [ ع. دیة ] (اِ. ) دیه.

فرهنگ فارسی

( اسم ) عدد اصلی ( ۱٠ ) پس از نه دو پنج عشره.
بمعنی خونبها و آن در شرع ده هزار درهم است.

جملاتی از کلمه دیت

هر دمت طوفان و کشتی ای مقل با غم و شادیت کرد او متصل
چو در بندی تو این شادیت از چیست شدستی بنده آزادیت از چیست
کنون باری در شادیت بازست که ازتو تا بغم راهی درازست