لغت نامه دهخدا
پیست. ( ص ) پیس. ابرص. شخصی که علت برص و جذام داشته باشد. ( آنندراج ) ( برهان ). || مبروص.
پیست. ( فرانسوی، اِ ) محوطه یا میدانی برای دو یا اسب دوانی یا بازی. || فضا و محلی مسطح اعم از مسقف یا غیرمسقف برای رقص.
پیست. ( ص ) پیس. ابرص. شخصی که علت برص و جذام داشته باشد. ( آنندراج ) ( برهان ). || مبروص.
پیست. ( فرانسوی، اِ ) محوطه یا میدانی برای دو یا اسب دوانی یا بازی. || فضا و محلی مسطح اعم از مسقف یا غیرمسقف برای رقص.
[ فر. ] (اِ. ) میدانی برای ورزش، رقص و غیره.
(اِ. ) = پیس: شخص مبتلا به برص، ابرص، پیس.
میدان یا محلی که برای ورزش یا رقص آماده کرده باشند.
= پیس pis
زمین مسابقه، میدان یامحلی برای ورزش یارقص
( اسم ) محوطه یا میدان آماده برای ورزش مسابقه رقص تاختگاه
محوطه یا میدانی برای اسب دوانی یا بازی
پیست ( /piːst/ ) یک مسیر دارای علامت برای اسکی روی برف، اسنوبورد یا سایر ورزش های کوهستانی است.
این اصطلاح اروپایی فرانسوی است ( به معنای دنباله، آهنگ ).
به طور معمول، درجه بندی پیست توسط تفرجگاه انجام می شود و درجه ها متناسب با سایر مسیرها در آن تفرجگاه است. اسکی بازها نباید فرض کنند درجه ها در دو تفرجگاه متفاوت کاملاً برابر است.
پیست (مجله). پیست ( انگلیسی: Paste ) ماهنامه ای است دیجیتال در حوزه موسیقی و سرگرمی که دفتر مرکزی اش در دیکاتر، جورجیا قرار دارد و استودیوهایی در منهتن و دونپورت، آیووا نیز دارد و به ولفگانگز والت تعلق دارد. این مجله کارش را به عنوان پایگاه اینترنتی در ۱۹۹۸ آغاز کرد. بین سال های ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۰ و پیش از انتشار برخط، به صورت چاپی منتشر می شد.
pista
میدانی برای ورزش، رقص و غیره.
پیس: شخص مبتلا به برص، ابرص، پیس.
💡 عشق همایون پیست خطبه به نام ویست از سر ما کم مباد سایه این کیقباد
💡 پیستهای اسکی متعددی از جمله در نزدیکی شهر کلره وجود دارد.
💡 اگر شوند ز پس در پیست ابر بلا اگر روند به پیش اندرست کوه خطر
💡 به موبد چنین گفت کین مرد کیست من ایدون گمانم که گشتاسپیست
💡 بدان کان کمان آهنست اندرون دگر چوب و توز و پیست از برون
💡 بیا ساقی آن میکه فرخ پیست به من ده که داروی مردم میست