شادیانه.[ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) ساز و دهل که به شادی فتح یاعروسی زنند. ( قید ) بشادی، از روی شادی:
موشکان طبل شادیانه زدند.عبید زاکانی.شادیانه فتح به نام تیمورشاه به نوازش درآوردند. ( تاریخ گلستانه ). در ورود به قلعه،شادیانه فتح نواختند. ( تاریخ گلستانه ). || مژدگانی. ( آنندراج ). آنچه به فقرا و زیردستان برای عروسی یا خریدن خانه و هر چیز نو دهند. نوداران. داستاران. شیرینی. ( یادداشت مؤلف ).
(نِ یا نَ ) ۱ - (اِمر. ) آن چه از روی شادی باشد. ۲ - (ص. ) شاد. ۳ - (اِ. ) عیش، طرب.
۱. از روی شادی و خوشحالی.
۲. (قید ) توٲم با شادی.
۳. (اسم ) جشنی که از روی شادی و نشاط می گیرند.
۴. (اسم ) ساز و دهلی که در جشن و شادمانی می نوازند.
۵. (اسم ) مژدگانی.
ازروی شادی وخوشحالی، سازودهل درجشن، مژگانی
۱ - آن چه که از شادی باشد: نقاره شادیانه. ۲ - (صفت ) شاد شادمان ۳ - ( اسم ) عیش طرب.
ساز و دهل که بشادی فتح یا عروسی زنند
اسم: شادیانه (دختر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: šādiyāne) (فارسی: شاديانه) (انگلیسی: shadiyane)
معنی: از روی شادی، بر اساس شادی، آهنگ و نوای شادی آور
آن چه از روی شادی باشد.
شاد.
عیش، طرب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شوخ نقاره چی را بردم شبی به خانه از ذوق می زدم من تا روز شادیانه
💡 تصدقت شوم: رقمی که از مواقع سفر و وقایع ظفر موکب منصور شرف صدور یافته بود زیارت شد، نمیدانم بکدام عبارت عرض کنم که شکرانه چه بود، شادیانه چه؟ بحمدالله که رایت نصرت بهر سمت که عزیت کند، هم غنیمت در غنیمت، هم ظفر اندر ظفر خواهد بود.
💡 چه ترسانی از مرگ، آزاده ای را که طبل رحیلش بود شادیانه
💡 پس طبل شادیانه ببام دلم زدند خیز و گریز لشگر غم رو بجست بود
💡 شد از فتحش در اطراف زمانه صدای رعد، کوس شادیانه
💡 قدم از صحن خانه تا لب بام بنه و طبل شادیانه بزن