زین کوهه
لغت نامه دهخدا
زین کوهه. [ هََ / هَِ ] ( اِ مرکب ) زین کوده است که قرپوس و بلندی پیش زین باشد. ( برهان ). بلندی پیش زین را گویند. ( جهانگیری ). زین کوده و قاش زین. ( ناظم الاطباء ). بلندی پیش زین که قرپوس زین خوانند. ( فرهنگ رشیدی ). قرپوس زین است یعنی بلندی پیش زین... و آن را کوهه زین نیز گفته اند. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ):
به ناوردگه رفت و آنگه چو باد
رسید و به زین کوهه سر برنهاد.اسدی.درآمد به هنجار ره ره نورد
ز زین کوهه آویخت گرز نبرد.اسدی.به کم زانکه مرغی زند سر در آب
ز زین کوهه بربودش اندر شتاب.اسدی.سیرم پشتش از ادیم سیاه
مانده زین کوهه رامیان دو راه.نظامی ( هفت پیکر چ وحید ص 73 ).
فرهنگ معین
(نْ. هِ ) (اِمر. ) برآمدگی جلو و عقب زین.
فرهنگ عمید
برآمدگی جلو و عقب زین اسب، کوهۀ زین، قربوس زین.
فرهنگ فارسی
( اسم ) بر آمدگی جلو و عقب زین ( اسب ) قربوس زین.
ویکی واژه
برآمدگی جلو و عقب زین.
جمله سازی با زین کوهه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز زین کوهه گرز گران برکشید از او هر کسی خویشتن درکشید
💡 دلیران ایران پسش هر که بود به زین کوهه بر سر نهادند زود
💡 سیرم پشتش از ادیم سیاه مانده زین کوهه را میان دو راه
💡 از سر زین کوهه ی افول در افکند سبز قبای سپهر ترک مغرق
💡 دمان چو ن به نزد سپهبد رسید ز زین کوهه گرز گران برکشید
💡 به هم برزدی لشکری در نبرد ربودی به نیزه ز زین کوهه مرد